
استان قم
استان قم با وسعتي معادل 631,14 كيلومتر مربع در جنوب پايتخت واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستان قم تنها شهرستان استان و شهر قم مركز شهرستان و استان قم ميباشد . اين استان از شمال به جلگه ورامين و شهرري از استان تهران و ساوه از استان مركزي ، از جنوب به شهرستانهاي محلات و دليجان از استان مركزي و كاشان از استان اصفهان و كوير نمك ، از غرب به شهرستانهاي آشتيان و تفرش از استان مركزي محدود است . استان قم در قلمرو كوير مركزي ايران واقع شده است . ناهمواريهاي استان قم مشتمل بر نواحي كوهستاني ، پايكوهي و دشتي است . شهر قم به علّت مجاورت با بيابان و دوري از دريا ، اقليمي خشك و كم رطوبت و بارشي اندك و نامناسب دارد . بيشتر زمينهاي اين استان قابليت كشاورزي ندارند و به حاشيه درياچه نمك يا مسيله معروفاند . این استان در سال 1375 ، حدود 853044 نفر جمعّيت داشته است كه از اين تعداد 16/91 درصد در نقاط شهري و 82/8 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . گفته ميشود كه شهر قم پيش از دوره اسلامي نيز وجود داشته است ولي گروهي اعتقاد دارند كه شهر قم بعد از اسلام بنا گرديده است . «كفم» نام حصار باستاني شهر قم بود و به همين لحاظ عربها اين شهر را قم ناميدند . در زمان حمله عربها به ايران ، قم از توابع اصفهان بود و همزمان با اصفهان فتح گرديد . در سال 24-23 هجري قمري ، ابوموسي اشعري بخشي از سپاه تحت فرماندهي خود را روانه فتح قم نمود و اين شهر در زمان عمر - خليفه دوّم - به دست مسلمين فتح شد . با مهاجرت قبيله اشعري از كوفه به قم و اسكان آنها در اين ناحيه ، قم به تدريج به شهر تبديل شد . بين اعراب اشعري و ساكنان زرتشتي قم پيوسته نزاع و درگيري در ميگرفت كه به شكست قطعي زرتشتيان و تسلط اشعريان مسلمان بر قم منجر شد . در قرون اوّليه اسلام ، علويان با بيرحمانهترين وضع ، تحت آزار و تعقيب حكام عباسي و اموي بودند . در ميان شهرهاي ايران ، قم از مناطق مهمّي بود كه علويان پيوسته به سوي آن هجرت ميكردند . با حضور علويان در قم ، اين شهر به يك شهر علوي نشين تبديل شد . مردم قم ، مأموران را قاتل امام هشتم علي بن موسي الرضا (ع) ميدانستند و به خواهر آن حضرت در قم فوت و مدفون است عشق ميورزيدند و لذا با حكومت آن ناسازگاري ميكردند و خراج نميپرداختند . مأمون ، «علي بن هشام» را با لشكر نيرومند به سوي شهر قم روانه كرد كه به قتل عام مردم و تخريب شهر منجر شد . مردم قم پس از شنيدن خبر فوت مأمون دست به شورش زدند و با هجوم به دار الحكومه در سال 216 ه.ق عامل خليفه را از شهر بيرون كردند . پس از مأمون ، معتصم به خلافت رسيد و سپاهي را براي دفع شورش به قم روانه كرد . اين سپاه نيز شهر را به آتش كشيد . بعد از اين سركوبي ، «محمدبن عيسي بادغيسي» به حكومت قم گماشته شد . اين شخص سياست آرامش با مردم را در پيش گرفت . با روي كار آمدن متوكل عباسي سياست ضد علوي تشديد شد و مردم قم نيز به حمايت از «حسين كوكبي» شتافتند تا دولت علوي در محدوده طالقان ، قزوين ، زنجان و ابهر توسط وي تشكيل شود . پس از متوكل ، معتمد خليفه عباسي ، «موسي بن بغا» را مأمور نمود تا هم حسين كوكبي را سركوب كند و هم طغيان قم را فرو نشاند و مردم از ظلم و ستم خلفا و عاملان آنها به امام يازدهم امام حسن عسكري (ع) توسل جستند . به طور كلي شورش و سركوب مداوم مردم قم تا زمان به قدرت رسيدن آل بويه كه خود از علويان بودند ، ادامه يافت . در دوران اين سلسله ، شهر قم در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت . در دوره سلجوقيان تصدي امور مهّم سلجوقي توسط فرزانگان قمي ، در عمران و ترقي شهر قم مؤثر شد . در حمله مغول شهر قم به كلي منهدم شد ولي پس از گرايش بعضي از حكام به اسلام مانند "سلطان محمد اولجايتو" شهر قم مورد توجه قرار گرفت . اين شهر در دهههاي پاياني قرن هشتم ه.ق مورد تهاجم "تيمور گوركاني" قرار گرفت و مردم شهر قتل عام شدند . مقارن ظهور حكومت خاندانهاي "قراقويونلو" و "آق قويونلو" و به ويژه در دوره صفويان قم مورد توجه قرار گرفت و به تدريج رو به شكوفايي نهاد . قم در سال909 ه.ق از مراكز مهّم فرهنگي و فقهي شيعه گرديد و علماي بزرگي در اين شهر كرسي تدريس و تحقيق بنا نهادند و اهميّت زيارتي و مذهبي اين شهر فزوني يافت . در حمله افغانها ، شهر قم خسارات سنگيني را متحمل شد و مردم قم نيز از نظر اقتصادي تحت فشار شديدي قرار گرفتند . در دوره نادر شاه افشار نيز شهر قم متحمل خسارات فراوان شد و همچنين زماني كه خاندانهاي زند و قاجار براي تسلط بر ايران با يكديگر جدال ميكردند ، شهر و مردم قم آسيب فراوان ديدند . در سال 1208 هجري قمري ، قم تحت تسلط آغا محمّدخان قاجار در آمد . فتحعلي شاه پس از پيروزي بر دشمنان ، به مرمت حرم و بارگاه حضرت معصومه (س) پرداخت . وي نذر كرده بود كه اگر بر دشمنان پيروز شود به عمران بارگاه آن حضرت بپردازد . در سال 1294 هجري شمسي ، هنگامي كه قشون روس وارد كرج شد ، بسياري از مردم تهران به قم مهاجرت كردند و موضوع انتقال پايتخت به قم نيز مطرح گرديد ، ولي سفارت خانههاي روسيه و انگليس با تحت فشار قرار دادن احمدشاه ، طرح انتقال پايتخت را خنثي كردند . در همين زمان ، توسط مهاجرين قم ، «كميته دفاع ملي» براي دفاع از ميهن تشكيل شد . بدين ترتيب اين شهر به يك مركز سياسي و نظامي عليه روس و انگليس تبديل شد ، ولي پس از درگيريهاي متعددي ، در سال 1294 هجري شمسي به اشغال نيروهاي روس درآمد . در حال حاضر ، قم يكي از مراكز مهّم تشيع ايران و جهان است . وجود بارگاه با عظمت حضرت معصومه (س) و حوزه علميه قم اهميت مذهبي اين شهر را بيش از پيش فزوني بخشيده و حوزههاي علمي و آموزشي آن نيز توسعه يافته است . استان قم از نظر آب و هوا ، اقليم نيمه بياباني دارد و ميزان بارش سالانه آن در اطراف حوض سلطان كمتر از 100 ميلي متر است كه عمدتاً در فصول سرد سال (پاييز و زمستان) صورت ميگيرد . در حالي كه در فصول گرم به ويژه تابستان ، نزولات جوي آن بسيار نادر است . طبق گزارش ايستگاههاي سينوپتيك استان در سال 1373 ، بيشترين درجه حرارت ثبت شده با ۶/31 درجه به مرداد ماه و كمترين آن با 2/۵ درجه سانتيگراد به دي ماه مربوط است . همچنين ماههاي ارديبهشت ، خرداد ، شهريور و مهر مناسبترين زمان براي مسافرت به استان است .

استان لرستان
استان لرستان با 28559 كيلومتر مربع مساحت در غرب ايران قرار دارد . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375، شهرستانهاي استان عبارتند از : خرم آباد ، بروجرد ، اليگودرز ، دورود ، كوهدشت ، ازنا ، دلفان ، سلسله و پلدختر ، شهرستان خرمآباد مركز استان لرستان است . اين استان از شمال به استانهاي مركزي و همدان ، از جنوب به استان خوزستان ، از شرق به استان اصفهان و از غرب به استانهاي كرمانشاه و ايلام محدود است . استان لرستان سرزمين كوهستاني است . اشترانكوه با 4050 متر ارتفاع بلندترين نقطه استان لرستان است و پستترين نقطه آن در جنوبيترين ناحيه استان واقع شده و حدود 500 متر از سطح درياي آزاد ارتفاع دارد . اين استان در سال 1375 حدود 1584434 نفر جمعيّت داشته است كه 56/53 درصد آن در نقاط شهري و 26/45 درصد آن در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . استان لرستان از مناطق باستاني ايران است و آثار ديرينهاي را در خود جاي داده است . اقوام مهاجر در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد در كوهساران زاگرس اسكان يافته و سرزمين بينالنهرين (دو رود نواحي امروزي) را تصرف كردند . به استناد نوشتههاي كتيبههاي بابلي ، آشوري و ايلامي ، ساكنان كوهساران زاگرس طايفههايي مانند : لولوبي ، مانايي ، كاسي ، گوتي ، آمادا و پارسوا بودهاند . انقراض كاسيها در هزاره دوّم پيش از ميلاد ، با يورش دولت مقتدر ايلام صورت گرفت . اسكندر مقدوني در حمله به ايران اين نواحي را تصرف كرد . در دوره ساسانيان ، پشتكوه و پيشكوه را شخصي از خاندان معروف هرمزان اداره ميكرد . اعراب در سال 21 هجري قمري ، پس از فتح حلوان نواحي شمالي را گرفتند و در سال 21 هجري قمري ، نهاوند و قسمت جنوبي لرستان را نيز به تصرف خود در آوردند . در سال 22 هجري قمري ، حسنويه كرد اين منطقه را به تصرف خود درآورد و خاندان او تا سال 500 هجري قمري بر لرستان تسلط داشتند . همزمان با استلاي مغول بر ايران ، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسيم شد . اتابكان لر بزرگ كه اصلاً از كردان شام بودند ، از حدود نيمه اول قرن هشتم تا نيمه اول قرن نهم هجري قمري حكومت كردند . اتابكان لر كوچك (1006 - 508 ه . ق) كه چندين امير معتبر داشتند ، موقعيت خود را تا دوره صفويه حفظ كردند و در سال 1006 هجري قمري توسط شاه عباس اول منقرض شدند . پس از آن حكومت لرستان به خاندان اميري به نام حسين محول شد كه تا اوايل دوره قاجار حكومت كردند . از آن پس ، حكومت لرستان را گاهي حكام بروجرد و زماني حكام شوشتر به عهده داشتهاند . استان لرستان از نظر فرهنگي نيز يكي از مناطق ويژه ايران است كه مجموعهاي از سنن ديرين و باستاني را پديد آورده است . برخي از پژوهشگران ، لران را شاخهاي از نژاد ايراني ميدانند كه در نيمه اوّل هزاره اول پيش از ميلاد از شرق درياي خزر با اين منطقه مهاجرت كردهاند . مردم لرستان كنوني ، با بختياريها و كردها پيوند نژادي دارند . زبان مردم اين استان لفري و لَكي است . لكها بيشتر در كوهدشت و الشتر و لرها در اطراف خرمآباد مستقرند . گويشهاي لري و لكي ، دستوري ويژه و واژههاي بي شماري دارند . استان لرستان داراي سه نوع آب و هواي متفاوت است كه عبارتند از : آب و هواي ناحيه سرد كوهستاني كه زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل دارد و مناطق بروجرد ، دورود ، ازنا ، نورآباد و الشتر را در بر ميگيرد . آب و هواي ناحيه معتدل مركزي كه بهار آن از اوايل اسفند آغاز و تا ارديبهشت ماه ادامه مييابد و شهرستان خرمآباد در قلمرو اين ناحيه قرار دارد . آب و هواي ناحيه گرم جنوبي كه به علّت تأثير بادهاي گرم خوزستان ، تابستانهاي گرم و زمستانهاي نسبتاً معتدل دارد و پلدختر و ناحيه پايي در قلمرو اين نوع آب و هوا قرار دارند .

استان خراسان شمالی
استان خراسان شمالى 28434 كيلومتر مربع مساحت دارد . آشخانه ، اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان و فاروج مجموع شهرستانهاى اين استان هستند . مركز استان خراسان شمالى ، شهرستان بجنورد است . استان خراسان شمالى از نظر موقعيت طبيعى به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم ميشود . بخش شمالى كوهستانى است كه در نواحى پست آن ، دشتهاى حاصلخيزى ايجاد شده و شرايط مناسبى براى توسعه كشاورزى و دامدارى فراهم آمده است . بخش جنوبى آن از دشتها و تپه هاى كم ارتفاع تشكيل شده كه با فقر پوشش گياهى مواجه است . استان خراسان شمالى در سال 1375 ، حدود 700000 نفر جمعيت داشته است . از اين تعداد حدود 56 درصد در نقاط شهرى و 43 درصد در نقاط روستايى سكونت داشته و بقيه غير ساكن يا عشاير بوده اند . استان خراسان شمالى ، كه در گذشته بخشى از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمى ظهور و سقوط قدرتها و حكومتها در تاريخ گذشته ايران بوده است . در اين سرزمين پهناور اقوام و حكومتهاى ترك و تازى و تاتار ، غز و قجر و قبچان ، مغول ، تركمن و افغان حوادثى بى شمار آفريده اند . جغرافيدانان قديم ، سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم كرده بودند كه خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است . اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يك اسپهبد اداره ميشد كه به او «پادگوسبان» ميگفتند و چهار تن مرزبان تحت فرمان وى بودند كه هر كدام يكى از چهار قسمت خراسان آن روز را اداره ميكردند . خراسان در دوران اسلامى به چهار قسمت تقسيم ميشد كه هر قسمت آن بنام يكى از چهار شهر بزرگ نيشابور ، مرو ، هرات و بلخ ناميده ميشد . در سال 31 ه.ق اعراب روانه خراسان شدند و طى همين دوره ساكنين خراسان به دين اسلام گرويدند . سرزمين خراسان تا سال 205ه.ق در تصرف خاندان بني عباس بود . ولى در سال 283 ه.ق سال 283ه.ق بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287 ه.ق جزو قلمرو سامانيان گرديد . در سال 384 ه.ق سلطان محمود غزنوى خراسان را متصرف شد و در سال 429 ه.ق طغرل اول سلجوقى نيشابور را تصرف كرد . سلطان محمود غزنوى چندين بار با سلجوقيان جنگيد و تركان غزنوى ، سلطان سنجر سلجوقى را به سختى شكست دادند . در سال 552 خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجرى قمرى بر اثر حملات مغولها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد . در قرن هشتم هجرى ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 ه.ق خراسان به تصرف امير تيمور گوركانى درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد . در سال 913 ه.ق خراسان به تصرف ازبكان درآمد . پس از مرگ نادرشاه افشار (1160 ه.ق) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس (1273 ه.ق) منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد كه در امور داخلى افغانستان دخالتى نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد : قسمت شرقى در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربى در تصرف ايران باقى ماند . به عبارت ديگر ، پرجمعيت ترين نواحى خراسان از ايران جدا شد . استان خراسان شمالى امروز از نظر جاذبه هاى طبيعى يكى از مناطق ديدنى ايران است . درياچه هاى كوچك چشمه هاى طبيعى و آب معدنى ، تفرجگاهها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و ... از جاذبه هاى اين منطقه به شمار مي روند . استان خراسان شمالى در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد . دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته ميشود . نواحى مرتفع استان آب و هواى سرد كوهستانى دارند . برخى مناطق بجنورد ، شيروان و نواحى جنوب آلاداغ و قسمتهايى از شهرستانهاى اسفراين و جاجرم داراى آب و هواى معتدل است .

استان آذربایجان شرقی
پس از سقوط دولت صفویه ، در دوره ای که ایران عملا میان روس و عثمانی و اشرف افغان تقسیم شده بود ، آذربایجان در دست دولت عثمانی ماند ولی دیری نپایید نادرشاه آن را از تصرف دولت عثمانی بیرون آورد و در صحرای مغان تاجگذاری کرد . کریمخان زند در سال 1175 هجری آذربایجان را از دست خانهای محلی که پس از مرگ پادشاه قیام کرده بودند ، باز پس گرفت ، اما پس از مرگ او باز خوانین محلی سر بر آوردند تا اینکه آقا محمدخان قاجار در سال 1205 هجری موفق شد که اداره امور آذربایجان را کاملا در اختیار بگیرید . استان آذربايجان شرقي با 46930 کيلومتر مربع وسعت در گوشه شمال غربي ايران قرار دارد . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 شهرستانهاي استان آذربايجان شرقي عبارتاند از : اهر ، بستان آباد ، بناب ، تبريز ، سراب ، شبستر ، كليبر ، مراغه ، مرند ، ميانه ، هريس و هشترود و جلفا . شهر تاريخي تبريز ، مركز سياسي - اداري و تجاري استان ميباشد . اين استان با جمهوريهاي آذربايجان ، ارمنستان و نخجوان مرز مشترك دارد . شهر مرزي جلفا از طريق خط آهن نخجوان ، ايروان و تفليس به جمهوري اكراين و بنادر درياي سياه وصل ميشود . استان آذربايجان شرقي از طريق شبكه راههاي گسترده زميني و هوايي با سراسر ايران و بيشتر كشورهاي جهان مرتبط است . استان آذربايجان شرقي ويژگيهاي زمين شناختي و توپوگرافيكي جالب توجهي دارد . قله سهند با 3722 متر بلندترين نقطه آن است و در جنوب تبريز واقع شده است . پستترين ناحيه استان نيز با 1220 متر در حوالي درياچه اروميه قرار دارد . ارتفاعات اين استان در سه ناحيه شمالي (كوههاي قره داغ) ، مركزي (سهند و بزقوش) و كوههاي جنوبي (قافلانكوه) كشيده شدهاند . جمعیت استان اين استان در سال 1375 حدود 3278000 هزار نفر جمعيت داشت كه 28/60 درصد آن شهرنشين و 72/39 درصد آن روستانشين و عشاير بودهاند . شهر تبريز با بيش از يك ميليون و يكصد و هفتاد هزار نفر جمعيت يكي از پرجمعيتترين شهرهاي ايران و استان آذربايجان شرقي است . استان آذربايجان شرقي بخشي از سرزمين كهنسال ايران است كه در زمان تسلط اسكندر مقدوني بر ايران (سال 331 پيش از ميلاد) سردار آن به نام آتورپات كه شهربان ماد كوچك بود ، در اين سرزمين قيام كرد و قسمتي از ماد كوچك را كه همان آذربايجان است ، متصرف شد . از آن پس اين منطقه آتور پاتكان ناميده شد . اين منطقه سپس به اسامي مختلف از قبيل آذرآبادگان ، آذربادگان و آذربايجان ناميده شده است . اكثر مورخين اسلامي آذربايجان را محل ولادت زرتشت دانسته و تولد او را به منطقه اروميه و شهر كنزك در حدود درياچه چيچست (اروميه) نسبت دادهاند اين استان در طول بيش از هزاران سال شاهد حوادث بيشمار تاريخي ، سياسي و اجتماعي بوده و طي همين دوره جلوههاي ويژهاي از تمدن كهنسال را پديد آورده كه امروزه براي جهانگردان بسيار جالب توجه است . استان آذربايجان شرقي از نظر فرهنگي نيز يكي از مناطق ويژه ايران است كه مجموعهاي از سنن ديرين و باستاني را پديد آورده است . عمدهترين ويژگي فرهنگ مردم آذربايجان زبان و فولكلور آن است كه به نحوي با مراسم و سنن برجسته مردم درآميخته است . زبان مردم اين استان تركي آذري است . اين زبان در آذربايجان ايران و آن سوي ارس و ساير نقاط ترك زبان ايران- به جز تركمانان- از قرنها پيش زبان گفتگوي مردم آذري زبان بوده است . اين استان مهد دانشمندان ، عرفا ، شعرا و مشاهير زيادي همچون مولانا بابا مزيد ، خواجه عبدالرحيم اژآبادي ، شيخ حسن بلغاري ، عبدالقادر نخجواني ، مولانا احمد هراتي ، همام تبريزي ، خاقاني شيرواني ، اسدي طوسي ، ابوالعلاء فلكي ، ظهير الدين فاريابي ، انوري ابيوردي ، قطران تبريزي ، شيخ محمد خياباني ، ستارخان و باقرخان و ... بوده است . و از مشاهير متأخر آن ميتوان از استاد محمد حسين شهريار چهره تابناك شعر و ادب ايران و آذربايجان ياد كرد . آب و هواي استان آذربايجان شرقي بطور كلي سرد و خشك است . موقعيت جغرافيايي و فضاي كوهستاني آن از عوامل برودت و سردي در نواحي كوهستاني ، اثرات ملايم كننده بخارهاي درياي خزر و ارتفاع اندك از عوامل اعتدال آب و هواي در نواحي پست است . متوسط درجه حرارت از 9/8 درجه در تبريز تا 2/20 درجه سانتيگراد در مراغه متغير است . ميانگين حداقل درجه حرارت در زمستانها به 1- درجه سانتيگراد ميرسد و با توجه به تغييرات هوا و درجه حرارت ، بهترين فصل و ايام مسافرت به استان آذربايجان شرقي ، بهار و تابستان ميباشد .

استان کهگیلویه و بویراحمد
استان كهگيلويه و بويراحمد با 16264 كيلومتر مربع وسعت در جنوب غربي مركز ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان عبارتند از : كهگيلويه با مركزيت دهدشت ، بويراحمد با مركزيت ياسوج و گچساران . شهر ياسوج مركز استان كهگيلويه و بويراحمد ميباشد . اين استان ، از شمال با استان چهارمحال و بختياري ، از جنوب با استانهاي فارس و بوشهر ، از شرق با استانهاي اصفهان و فارس و از غرب با استان خوزستان همسايه است . اين استان در سال 1375، حدود 544 هزار نفر جمعيّت داشته كه از اين تعداد 23/39 درصد در نقاط شهري و 20/60 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند و بقيه غير ساكن بودهاند . استان كهگيلويه و بويراحمد منطقهاي ناهموار و كوهستاني است كه در حدود 45 مساحت آن از ارتفاعات و تپه ماهورها تشكيل شده است و 15 بقيه مساحت آن را دشتها و درهها در بر گرفتهاند . بلندترين نقطه استان ، قلّه دنا به ارتفاع 4409 متر و پستترين ناحيه آن بيشتر با ارتفاع 500 متر از سطح دريا ميباشد . در مناطق سردسير ، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بيشتر است و در مناطق گرمسير ارتفاعات كوتاهتر و تپه ماهور نيز كمتر است . عمده اراضي كشاورزي استان در دشتها واقع شده است . آب و هوا ، کهگيلويه و بويراحمد در امتداد رشته كوههاي اصلي زاگرس از شمال شرقي به جنوب غربي در استان كهگيلويه و بويراحمد ، از ارتفاع كوهها و مقدار بارندگي و رطوبت هوا به طور محسوسي كاسته شده و مشخصات اقليمي دوگانهاي را پديد ميآورد . بدين ترتيب اين استان به دو منطقه سردسيري و گرمسيري تقسيم شده است منطقه گرمسيري در قسمت جنوب و غرب استان واقع شده و آب و هوايي گرم و خشك دارد و بادهاي موسمي (فصلي) و محلي متعددي در اين ناحيه ميوزند . باران اين منطقه از آبان ماه آغاز شده و تا ارديبهشت به تناوب ادامه مييابد . در اين مناطق يخبندان بندرت اتفاق ميافتد . منطقه سردسيري در شمال و شرق استان قرار دارد . بارش اين ناحيه معمولاً از آبان ماه شروع و تا ارديبهشت ماه به تناوب و معمولاً به صورت برف ادامه مييابد . اين قسمت از استان كه در واقع جنوبيترين بخش زاگرس مرطوب است با جنگلهاي وسيع و زيباي بلوط پوشيده شده و سرچشمه رودهاي بزرگي است . در اين استان بادهايي با جهات مختلف ميوزند كه مهّمترين آنها عبارتند از : بادهاي موسمي كه به نام باد شمال و باد جنوب معروف هستند . باد شمال از طرف شمال غربي از درياي مديترانه و آبهاي اطراف آن و گاهي از اقيانوس اطلس به داخل منطقه نفوذ ميكند و موجب بارندگي ميشود . باد جنوب از سمت جنوب و جنوب غربي به ويژه در اواخر بهار و تابستان به داخل منطقه نفوذ ميكند و معمولاً با گرما همراه است بادهاي محلي در نواحي مختلف نسبتاً محدود و كم وسعت استان ميوزند كه مهّمترين آنها عبارتند از : باد آشوب ، باد زير روز ، كوه باد ، باد حيران ، باد چوغان ، باد او و باد درخترو . استان كهگيلويه و بويراحمد در گذشتهاي نه چندان دور جزء يكي از بلوكهاي مملكت فارس و مشتمل بر دو قسمت شمال شرقي كه آن را سردسير و كوهستاني و پشت كوه و قسمت جنوبي و غرب بود كه آن را نره كوه بهبهان ميناميدند . تا دوّم تيرماه 1342 شمسي ، قسمتي از استان فعلي كهگيلويه و بويراحمد جزء استان خوزستان و قسمتي نيز جزء استان فارس بود . پانزدهم آبان ماه 1338 ، قسمت گرمسير بهبهان به شهرستان كهگيلويه با مركزيت دهدشت تبديل شد . اين شهرستان كماكان جزء استان خوزستان و بقيه منطقه جزء استان فارس بود . به دنبال شورش ايل بويراحمد در 22 تيرماه 1342 ، منطقه كهگيلويه و بويراحمد طبق تصويب نامه مجلس شوراي ملي وقت ، از استانهاي فارس و خوزستان جدا شد و به يك فرمانداري كل تبديل شد و ياسوج كه تا آن زمان خالي از سكنه بود ، به عنوان مركز آن تعيين گرديد . در اسفندماه 1352 شمسي فرمانداري كل كهگيلويه و بويراحمد به استان تبديل شد . به استناد كتاب "ممسني در گذرگاه تاريخ" مردم لرستان ، كهگيلويه و بويراحمد ، ممسني و حتي دشتستان بوشهر با گذشته تاريخي مشترك از يك نژاد هستند و با يك زبان صحبت ميكنند و آداب و رسوم و فرهنگ مشابهيدارند . كنشهاي فرهنگي مردم كهگيلويه و بويراحمد از روابط اجتماعي موجود مبتني بر نظام عشيرهاي متأثر است . در اين نظام فرهنگي تمام رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم تحت تأثير مستقيم روابط قبيلهاي و عشيرتي قرار دارند .

استان ایلام
استان ايلام با 19680 كيلومتر مربع مساحت در غرب كشور واقع شده است . بر اساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان ايلام عبارتند از : آبدانان ، ايلام ، ايوان ، دره شهر ، دهلران ، شيروان و چرداول و مهران . شهر ايلام مركز استان ايلام است . اين استان از جنوب با استان خوزستان ، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان كرمانشاه و از سمت غرب با 425 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق همجوار است . ناهمواريهاي استان ايلام ، از چينخوردگيهاي موازي در جهت شمال غربي و جنوب شرقي به وجود آمدهاند . كوههاي استان ايلام عمدتاً به دوران دوم و سوم زمين شناسي مربوط است . نواحي شمالي و شمال شرقي استان ايلام كوهستاني و نواحي غرب و جنوب غربي آن از اراضي پست و كم ارتفاع تشكيل شده است . كبيركوه و ديناركوه مهمترين ارتفاعات استان ميباشد . در نواحي كوهستاني شمال و شمال شرقي استان و بين رشته كوهها ، دشتهاي كم وسعتي مانند : هليلان ، شيروان ، ايلام و غيره قرار دارند و در قسمتهاي جنوب غربي و غرب استان نيز دشتهاي وسيع و گرمسيري دهلران ، دشت عباس واقع شدهاند كه در شرق به جلگه خوزستان متصل ميشوند .اين استان در سال 1375 ، حدود 487800 نفر جمعيّت داشت كه از اين تعداد 23/53 درصد در نقاط شهري و 61/۴۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . مطالعات و كشفيات محدود باستان شناسي نشان ميدهد كه قوم «گوتي» در حدود 4000 سال پيش از ميلاد در اين نواحي بسر ميبرده است . قوم «كاسي» يا «كاسيت» بعد از گوتيها احتمالاً از نواحي قفقاز به اين نواحي مهاجرت كردهاند . قوم كاسي يكبار به قصد تصرف بابل به بينالنهرين هجوم برده و شكست خورده است . سپس در حمله ديگري به حكومت بابل پايان داده و نزديك به ۶ قرن حكومت كرده است . كشف آثار برنزي در لرستان ، ايلام و طالش تمدن باستاني اين قوم را به هم مرتبط ساخته است . الهه مورد پرستش «كاسيها» ربالنوع آفتاب به نام «سورياش» بوده كه از ارباب انواع آريايي نيز به شمار ميرود . سرزميني كه اكنون ايلام نام دارد ، بنا به اسناد تاريخي فراوان بخشي از كشور عيلام باستان بوده است در كتيبههاي بابلي ، ايلام را «آلامتو» يا «آلام» خواندهاند كه به قولي به معناي كوهستان يا كشور طلوع خورشيد است . مدّتي پس از سقوط ايلام ، حوزه فرمانروايي آن به دو منطقه تحت نفوذ پارسها در شرق و مادها در غرب تقسيم شد . اقوام ساكن زاگرس در دوره هخامنشي جزئي از امپراطوري هخامنشي بوده است . وجود آثار باستاني فراواني از دوره ساساني در استانهاي ايلام و لرستان ، نشان ميدهد كه اين منطقه در آن زمان اهميّت ويژهاي داشته است . در اواخر قرن چهارم هجري قمري ، حسنويه كرد بر ايلام و لرستان فعلي حكومت ميكرده است و تا اوايل قرن ششم هجري قمري ، حكومت اين خاندان ادامه داشته است . در فاصله سالهاي 570 تا 1006 ه.ق ، اتابكان لفر بر پشتكوه و لرستان حكومت كردهاند ، اين خاندان بعدها مقر حكومت خود را به پشتكوه «ايلام كنوني» منتقل كردند . آخرين والي پشتكوه پس از كودتاي 1299 شمسي به نحوي مسالمتآميز ، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و در كشور عراق اقامت گزيد از سال 1309 در تقسيمات كشوري ، ايلام جزء استان پنجم يعني كرمانشاه گرديد . سپس به علّت موقعيت مهّم سياسي - مرزي و محروميتهاي فراوان به فرمانداري كل تبديل شد و اكنون يكي از استانهاي مهّم كشور محسوب ميشود . استان ايلام از جمله مناطق عشاير نشين سرزمين ايران است كه در دهههاي اخير ، مناسبات سنتي مبني بر كوچ در بسياري از نواحي آن در حال منسوخ شدن است . ولي در نظام فرهنگي ، اعتقادات ، ارتباطات اجتماعي ، سنتها ، آداب و ديگر رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم اين خطه ، آثار اين نوع شيوه معيشت و زندگي اجتماعي هنوز مشاهده ميشود . استان ايلام از نظر شرايط اقليمي جزو مناطق گرمسيري كشور محسوب ميشود ، ولي به علّت وجود ارتفاعات كبيركوه و ديناركوه ، اختلاف درجه حرارت و بارندگي در بخشهاي شمالي ، جنوبي و غربي آن زياد است . به طوري كه مناطق سهگانه سردسيري ، گرمسيري و معتدل در اين استان شكل گرفته است : مناطق كوهستاني شمال و شمال شرقي استان نسبتاً سردسير با زمستانهاي طولاني است ، مناطق جلگهاي غرب و جنوب غربي استان گرمسير است و مناطق مياني آن آب و هواي معتدل دارد . براساس گزارش ايستگاه سينوپتيك ايلام در سال 1375 ، در شهر ايلام حداكثر مطلق حرارت در ماه مرداد 38 درجه سانتيگراد و حداقل آن در بهمن ماه ۴/0 درجه سانتيگراد گزارش شده است . ميزان بارندگي سالانه آن نيز ۴/578 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان آن در فصل زمستان 27 روز ثبت شده است .











.jpg)








