
استان هرمزگان
استان هرمزگان با 8/68475 كيلومتر مربع مساحت در جنوب ايران و در شمال خليج فارس قرار دارد . تنگه هرمز يكي از حساسترين و حياتيترين راههاي آبي عصر حاضر در قلمرو سياسي اين استان واقع شده است . بندرعباس ، بندر لنگه ، ميناب ، رودان ، قشم ، جاسك ، حاجي آباد و ابوموسي شهرستانهاي استان هرمزگان را تشكيل ميدهند . بخش عمده استان هرمزگان را مناطق كوهستاني در برگرفته است . رشته كوه زاگرس از سمت شمال شرقي به جنوب شرقي استان امتداد يافته و به تپه ماهورهاي آهكي ، شني و به زمينهاي پست ساحلي موازي خليجفارس و درياي عمان منتهي ميگردد . جمعیت استان در آبان ماه 1375 ، استان هرمزگان 1062155 نفر جمعيت داشته است كه از اين تعداد 80/41 درصد در نقاط شهري و 74/57 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته و بقيه غير ساكن بودهاند . نسبت جنسي جمعيت استان 106 است . تاريخ استان هرمزگان با تاريخ و جغرافياي خليج فارس درهم آميخته است . تاريخ مكتوب بندر هرمز از زمان اردشير بابكان آغاز ميشود . گروهي معتقدند كه آباداني بندر هرمز بين سالهاي 241-211 ميلادي روي داده و بعنوان يكي از مهمترين مراكز دادوستد شرق معروف شده است . در سال 750-661 ميلادي منطقه خليج فارس جزو خلافت امويه و سپس جزو خلافت عباسي ، ميلادي 1285 – 750 ، بود . در اواخر قرن هشتم ميلادي كه دادوستدهاي دريايي رونق به سزايي داشت ، گروهي از مورخين ، راه دريايي خليج فارس را با اهميتتر از جاده معروف ابريشم و يا يك مسير مهمي از آن ميدانند در سال 1497 ميلادي ، براي اولين بار استعمارگران غربي به فرمانروايي «واسكودوگاما» در بنادر خليج فارس پياده شدند . در سال 1506 ميلادي ، پرتغاليها بعنوان حفاظت منافع پرتغال در برابر تجار مصري و ونيزي ، جزيره هرمز را محاصره كردند . بندر هرمز در اين زمان كليد تجاري خليج فارس محسوب ميشد و راه ادويه از كنار همين بندر در تنگه هرمز عبور ميكرد شاه اسماعيل صفوي درصدد اعاده مالكيت ايران بر هرمز بود كه به سبب گرفتاريهاي ناشي از جنگ با عثمانيان ، موفق به راندن پرتغاليها نشد و با آنها پيماني منعقد نمود . كه طي آن تسلط پرتغاليها برخليج فارس تا مدتي تثبيت شد . اما شاه عباس بزرگ به كمك انگليسيها ، به حاكميت پرتغاليها در جزيره هرمز و خليج فارس خاتمه داد در سال 1004 (ه.ق) هلنديها ، تجارتخانهاي در بندرعباس تاسيس كردند و رقابت بين هلند و انگليس شدت يافت . در اواخر دوره سلطنت شاه صفوي ، دولت ايران به لغو معافيت گمركي واردات و صادرات هلنديها اقدام كرد . دولت ايران به هلنديها اجازه داد كه در هر نقطهاي از ايران به تجارت ابريشم اقدام كنند . در همين زمان هلنديها ، دژ مستحكمي را در نزديكي تجارتخانه خود در بندرعباس احداث نمودند ميرمهنا حاكم جزيره خارك و بندر ريگ به بهانه عدم پرداخت اجاره بها ، در سال 1765 به هلنديها حمله برد و آنها را از خليج فارس بيرون راند . پس از اين ماجرا انگليس در خليج فارس ، شيخ نشينهاي متعدد كوچكي را ايجاد نمود تا از اتحاد آنها در مقابل خود جلوگيري كند خليج فارس بعد از جنگ جهاني اول به عنوان مهمترين كانون نفت و منبع مهم رشد صنايع ، اهميت اقتصادي و استراتژيكي مهمي يافت . موقعيت استراتژيكي استان هرمزگان موجبات توجه ويژه به اين منطقه را براي دولتها و كشورهاي خارجي الزامي ساخت . استان هرمزگان در ناحيه گرم و خشك ايران قرار گرفته و آب و هواي نيمه بياباني دارد . هواي نوار ساحلي استان در تابستانها بسيار گرم و مرطوب و در زمستانها بسيار معتدل است . نزولات جوي استان اندك است . رطوبت نسبي در نواحي ساحلي بسيار بالاست .

استان شیراز
تست

استان سیستان و بلوچستان
استان سيستان و بلوچستان با 179۵۵79 كيلومتر مربع مساحت ، پس از استان خراسان بزرگترين استان كشور است و شهرستانهاي آن عبارتند از : ايرانشهر ، چابهار ، خاش ، زابل ، زاهدان ، سراوان و نيك شهر . شهر زاهدان مركز استان است . اين استان از دو ناحيه سيستان و بلوچستان تشكيل شده است و در سمت شرق با كشورهاي پاكستان و افغانستان مرز مشترك دارد . در قسمت جنوب با درياي عمان و از قسمت شمال و شمال غرب با استان خراسان و در قسمت غرب با استان كرمان و استان هرمزگان همجوار است . استان سيستان و بلوچستان از نظر موقعيت طبيعي در اواخر دوران سوم زمين شناسي در اثر جنبشهاي كوه زايي از دريا جدا شده و از آن پس ابتدا با رسوبات آهكي از نوع دريايي و سپس از رسوباتي با مواد نسبتاً درشت و نرم روي هم انباشته شده است . قسمت جنوبي استان كه به مكران معروف است ، يكي از مناطق در حال فرو نشستن تدريجي است و علّت آن نيز ضخامت زياد رسوبات رس ماسهاي دوران سوم است . ارتفاعات استان به دوران دوم و سوم زمين شناسي تعلّق دارد و سنگهاي آن اغلب آهكي و گچي است . بعضي از كوههاي اين استان (مانند آتشفشان تفتان) به اواخر دوران سوم و اوايل دوران چهارم تعلّق دارد . ارتفاعات سيستان و بلوچستان جزو رشته كوههاي مركزي ايران و شامل ناهمواريهاي شرق چاله لوت و ارتفاعات ديواره شرقي و جنوبي چاله جازموريان است . پهناي كوهستانها از شمال به جنوب افزايش مييابد و در فاصله ايرانشهر - كوهك به بيشترين حد خود ميرسد . اين ناهمواريها شامل دو قسمت كوههاي سيستان و كوههاي بلوچستان است . اين استان در سال 1375 ، حدود 722579 نفر جمعيّت داشته است كه از اين تعداد 12/46 درصد در نقاط شهري و 75/52 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته و بقيه غيرساكن بودهاند . استان سيستان و بلوچستان به لحاظ خصوصيات طبيعي و پيشينه اسكان ، از دو منطقه كاملاً متمايز سيستان و بلوچستان تشكيل شده است . سيستان امروزي قسمت شمال استان است . مورخين بناي سيستان را به گرشاسب يكي از نوادگان كيومرث نسبت دادهاند . ناحيه مذكور به دليل موقعيت خاص استراتژيكي و جغرافيايي در تمام دوران تاريخي از اهميّت به سزايي برخوردار بوده است . كتيبههاي بيستون و تخت جمشيد سيستان را يكي از ممالك شرقي داريوش ذكر كردهاند . نام سيستان از "سكا" كه يكي از اقوام آريايي بود ، گرفته شده است . "سكاها" در حدود سال 128 پيش از ميلاد سيستان را به تصرف خود در آوردهاند . در عصر ساسانيان تا قرن اوّل اسلام ولايت سيستان موقعيت ممتازي به دست آورده بود . در زمان اردشير بابكان ، سيستان جزو متعلقات دولت ساساني به شمار ميآمد و در سال 23 هجري قمري ، اعراب مسلمان به اين سرزمين دست يافتند و سرانجام در زمان معاويه مردم اين خطه به اطاعت كامل اعراب درآمدند . اولين فرمانرواي معروف اين سرزمين "يعقوب ليث صفاري" بود . سيستان تا چند قرن تحت سلطه امراي صفاري باقي ماند . صفاريان ، سامانيان ، غزنويان و سلجوقيان هر يك مدّتي اين سرزمين را تحت سلطه خود داشتهاند . در زمان مغولان ، خرابيهاي زيادي در سيستان بوجود آمد . در سال 914 هجري قمري ، شاه اسماعيل صفوي سيستان را تصرف نمود و در زمان حكومت نادر شاه ، اختلافهاي داخلي سبب خرابيهاي زيادي در اين سرزمين شد . قديمترين نام بلوچستان "مكا" است و به مرور مكران تبديل شده است . مكران به قسمت جنوبي بلوچستان گفته ميشود . كلمه بلوچستان نيز از زماني به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچها در آن سكونت اختيار كردند . طبق آثار بدست آمده از تپههاي بلوچستان ، تاريخ اين سرزمين به 3000 سال پيش از ميلاد ميرسد . در زمان خلافت خليفه دوم ، اين سرزمين به وسيله اعراب فتح و يكي از سرداران عرب به حكومت آن منصوب شد . در سال 304 هجري قمري ، بلوچستان به وسيله ديلمان فتح شد . سلجوقيان ، بلوچستان را اشغال نمودند و بلوچستان تابع كرمان شد . بعد از حكومت نادر ، بلوچستان اسماً جزو ايران بود و حكومت محلي مستقلي نداشت . در زمان محمّدشاه قاجار ناحيه ايرانشهر به تصرف وي درآمد ، پس از آن رفته رفته تمامي نواحي ساحلي بلوچستان زير سلطه حكومت مركزي قرار گرفت . مجموعه اقوام ساكن در استان سيستان و بلوچستان همراه با سنن و شيوههاي خاص زندگي ، به تنهايي يكي از جاذبههاي بي نظير و چشمگير منطقه است . دو ايل مهّم «براهويي و بلوچ» در منطقه سيستان و بلوچستان زندگي ميكنند . نحوه معيشت و زيست ، الگوهاي سكونت ، سنتها و آداب و رسوم و سرانجام ايل راهها از جمله جاذبههاي فرهنگي و ديدني اين شيوه زندگي است . گروهي از دانشمندان و سخنسرايان به ايالت سيستان منسوباند كه به آنان سنجري و سگزي گويند . شعراي به نام سيستان عبارتند از : ابوالحسن علي بن جولوغ فرخيگزي ، ابوالفرج سجزي ، قاضي احمد و ابوسعيد سگزي . در دوران طلايي سيستان مشاهيري از آن برخاستهاند كه عبارتند از : فرخي سيستاني ، يعقوب ليث و رستم . منطقه سيستان و بلوچستان با توجه به موقعيت جغرافيايي ، از يك طرف تحت تأثير جريانهاي جوي متعدد و از طرفي ديگر تحت تأثير فشار زياد عرضهاي متوسط قرار دارد كه مهّمترين پديده مشهود اقليمي آن گرماست . پديده قابل توجه در وضعيت هوا شناسي اين منطقه ، بادهاي شديد موسمي ، طوفان شن ، رگبارهاي سيلآسا ، رطوبت زياد و مه صبحگاهي است . اين استان داراي تابستانهاي گرم ، طولاني و زمستانهاي كوتاه است . سردترين شهر استان ، زاهدان و گرمترين شهر آن ايرانشهر است . نواحي ساحلي درياي عمان به علّت رطوبت ناشي از مجاورت با دريا ، آب و هواي گرم و رطوبت نسبتاً بيشتري دارد . استان سيستان و بلوچستان يكي از خشكترين استانهاي كشور محسوب ميشود . ميزان بارندگي از شرق به غرب استان افزايش مييابد و در نواحي ساحلي استان ميزان رطوبت نسبي بسيار بالاست . استان سيستان و بلوچستان از جهات مختلف در معرض بادهاي موسمي و فصلي است كه اهم اين جريانات بادي عبارتند از : باد 120 روزه سيستان (لوار) ، باد قوس ، باد هفتم (گاوكش) ، باد نم بي يا باد جنوب ، باد هوشاك ، بادهاي مرطوب و موسمي اقيانوس هند ، باد شمال يا گوريچ و باد غربي يا گرد .

استان مازندران
استان مازندران ۶۴۵۴۶ كيلومتر مربع مساحت دارد و از اين نظر يازدهمين استان ايران است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان مازندران عبارتاند از : بهشهر ، ساري ، قائمشهر ، بابل ، بابلسر ، آمل ، نور ، تنكابن ، رامسر ، محمود آباد ، نكا ، چالوس ، نوشهر و سوادكوه . شهرستان ساري مركز استان مازندران است . درياي مازندران (خزر) در شمال ، استان تهران و سمنان در جنوب و استانهاي گيلان و گلستان به ترتيب در غرب و شرق استان مازندران قرار گرفتهاند . استان مازندران از نظر طبيعي به دو قسمت جلگه ساحلي و كوهستاني تقسيم ميشود . رشته كوههاي البرز مانند ديواري مرتفع نوار ساحلي و جلگهاي كنارهاي درياي خزر را محصور كرده است . در اثر نسيم مداوم دريا و بادهاي محلي در سواحل جنوبي و شرقي درياي خزر ، تپههاي ماسهاي تشكيل شده و سدي طبيعي و كم ارتفاع بين دريا و جلگه پديد آمده است . اين استان در سال 1375 ، حدود 2206800 نفر جمعيّت داشته است كه از اين تعداد حدود ۴۶ درصد در نقاط شهري و ۵۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . درباره تاريخ باستاني استان مازندران اطلاع زيادي در دست نيست و اساساً وضعيت اقليمي مانع ماندگاري ابنيه و آثار تاريخي شده است . در جلگههاي ساحلي مازندران آثار معتبري از ادوار قبل از اسلام به دست نيامده و حتي از شهرهاي معتبر صدر اسلام هم به جز آمل ، ساري و لاهيجان يادگاري به جا نمانده است . بعد از غلبه آرياييها و مهاجرت بوميان ، ساكنان جديد پس از مدّتها زير فرمان هخامنشيان قرار گرفتند . در سال 30 هجري قمري ، در زمان خلافت عثمان ، «سعدبن عاص» حاكم كوفه سواحل طبرستان ، رويان و دماوند را به تصرف خود در آورد . در زمان خلافت ابوجعفر منصور (158 - 136 ه.ق) دوّمين خليفه عباسي ، مردم طبرستان براي چندين بار سر به شورش برداشتند . سرانجام در سال ۱۶۷ هجري قمري ونداد هرمز سلسله مستقلي در طبرستان تأسيس كرد . در سال 426 هجري قمري ، سلطان مسعود غزنوي از طريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات فراواني به آن سامان وارد آورد . در سال 606 هجري قمري طبرستان به دست سلطان محمّد خوارزمشاه تصرف شد . سپس مغولان بر اين ناحيه حكومت كردند و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمراني آنان برچيده شد . بعد از درگذشت امير تيمور ، سادات مرعشي (850 - 807 ه.ق) به مازندران برگشتند و بعنوان اميران باج گزار اين نواحي سلطنت كردند و در زمان سلطنت شاه عباس اوّل بطور كلي قدرت سادات مرعشي از بين رفت . با برچيده شدن بساط حكمراني حكومت ملوك الطوايفي طبرستان كه تا سال 1006 هجري قمري ادامه داشت ، امنيت اين منطقه به وسيله شاه عباس اوّل و سلاطين بعدي سلسله صفوي تأمين گرديد . در زمان نادرشاه براي مقابله با دشمنان ، به ويژه دشمنان شمالي و روسها ، در مازندران يك كارخانه كشتيسازي داير گرديد . در زمان فتحعلي شاه قاجار ، به منطقه سرسبز و دلانگيز مازندران ، به عنوان يك منطقه استراحتي - تفريحي توجه گرديد . در زمان سلطنت پهلوي منطقه مازندران مانند ساير مناطق كشور از راههاي ارتباطي برخوردار شد . شرايط مناسب محيطي و آب و هواي معتدل ، چشم اندازهاي زيباي طبيعي و نزديكي آن به تهران اين استان را به محل استراحت و تفريح بخش اعظم مردم كشور درآورده است . استان مازندران علاوه بر مردم بومي ، اقليتهاي بلوچ ، ترك ، كرد ، لر ، افغان ، گرجي و ارمني را نيز در خود جاي داده است كه هنوز كاملاً با اكثريت محلي تركيب نشده و بسياري از خصايص قومي و فرهنگي خود را حفظ كردهاند . از جمله بعضي تيرههاي ترك كه در قرون گذشته به منظور جلوگيري از هجوم تركمنها به اين نواحي كوچانيده شدهاند ، هم اكنون در مازندران حضور دارند . زبان طبري يا مازندراني ، بازمانده زبان ايرانيان قديم (پارسي ميانه) است كه ديرتر و كمتر از ساير زبانها تحت تأثير زبانهاي بيگانهاي چون مغول ، عربي و تاتاري قرار گرفته است . زبان مازندراني با لهجههاي مختلف در تمامي نواحي استان متداول است . ادبيات فولك مردم استان مازندران بسيار غني و جالب توجه است . دانشمندان و شاعران مشهوري از اين استان برخاستهاند كه از آن ميان به نيما شاعر معروف معاصر ايران و مازندران ميتوان اشاره كرد . استان مازندران تحت تأثير عرض جغرافيايي ، سلسله جبال البرز ، ارتفاع از سطح دريا ، دوري و نزديكي به دريا ، بيابانهاي جنوبي تركمنستان ، وزش بادهاي محلي و ناحيهاي و پوشش گياهي و جنگلي قرار دارد . به همين جهت آب و هواي مازندران در كانونهاي مختلف جغرافيايي متفاوت و گوناگون است و انواع آن عبارتند از : آب و هواي معتدل خزري ، كه تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل و مرطوب دارد . آب و هواي معتدل كوهستاني ، كه زمستانهاي سرد با يخبندان و تابستانهاي معتدل و كوتاه دارد . آب و هواي سرد كوهستاني ، كه يخبندانهاي طولاني و زمستانهاي سرد و تابستانهاي كوتاه و خنك دارد . ريزشهاي جوي نواحي كوهستاني غالباً به صورت برف است كه تا اواسط دوره گرما نيز دوام ميآورد .

استان اصفهان

استان کرمانشاه
پیشینه تاریخی شواهد و مدارک باستان شناختی نشان می دهد این منطقه از اولین زیستگاههای انسان به شمار می رفته و یکی از مراکز مهم جمعیتی در زاگرس میانی محسوب می شده است تمامی ادوار زندگی انسان از عهد حجر تا دوره های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومتهای بزرگ سیر تحول خود را در این محدوده طی کرده است . در هزاره چهارم ق . م استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی است . بازرگانان این منطقه با بازرگانان شوشی و بین النهرینی داد و ستد و تبادل کالا داشتند . در دوره ساسانی ، استان کرمانشاه بیش از هر دوره دیگری از اعتبار و رونق خاصی برخوردار بود . شهر یاران ساسانی به علت نزدیکی این منطقه به پایتخت آنها یعنی تیسفون ایام تابستان را در قصرهای ییلاقی این منطقه می گذراندند . موقعيت جغرافيايي استان كرمانشاه با مساحتي معادل 434,24 كيلومتر مربع در غرب ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات اداري و كشوري در سال 1375، شهرستانهاي استان كرمانشاه عبارتند از : اسلام آباد غرب ، پاوه ، جوانرود ، سرپل ذهاب ، سنقر ، صحنه ، قصر شيرين ، كرمانشاه ، كنگاور ، گيلان غرب و هرسين . اين استان از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استانهاي لرستان و ايلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است . جمعیت استان براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 ، جمعیت استان کرمانشاه بالغ بر 1778596 نفر است و حدود سه درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستایی زندگی می کنند و بقیه غیر ساکن هستند . از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار دارند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کم تر از 15 ساله هستند . تاريخ و فرهنگ اقوام مهاجر "گوتي يا كاسي" در هزاره سوم و چهارم قبل از ميلاد در كوهساران زاگرس سكونت داشتند و سرانجام بين النهرين را تصرف كردند . به استناد كتيبههاي بابل ، آشور و عيلام ، طوايفي به نامهاي لولوبي ، گوتي ، فايري ، آمودا و پارسفوا نيز در دامنههاي زاگرس ساكن بودهاند . لولوبيها يا لولوها اجداد لرها محسوب ميشوند و در زمانهاي گذشته در ذهاب ، شهرزور و سليمانيه زندگي ميكردهاند . براي نخستين بار نام ماد به صورت "آمادهاي" در حملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي ذكر گرديده است . بنابراين ميتوان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد قوم ماد در دامنههاي زاگرس سكونت داشته است . غير از مادها ، دو طايفه ديگر به نام پارسها و كردها نيز در شمار ساكنان دامنههاي زاگرس ذكر شده است . ساخت شهر كرمانشاه به بهرام ، شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدر فرمانروايي ايالت كرمان را داشت و بدين جهت به «كرمانشاه» لقب يافته بود . كرمانشاه پس از شكست ايرانيان در نهاوند به تصرف عربها درآمد . در قرن چهارم هجري قمري سلسله كوچكي از اكراد به نام حسنويه در ولايت غرب استقلال يافتند . مؤسس اين سلسله ، نزديك 50 سال حكمفرمايي كرد و قلعه بزرگ سرماج را در مجاورت دينور به عنوان مقر و محل دفاين و نفايس خود قرار داد . در سال 441 ه . ق سلطان طغرل سلجوقي صد هزار سپاهي به تسخير قلعه سرماج فرستاد و پس از 4 سال آن را تسخير كرد . در دوره سلجوقيان ، كرمانشاه شهري آباد بود و خليفه عباسي براي مقابله با مسعود سلجوقي بدين شهر لشكر كشيد . در دوره مغول و در حمله هلاكو به بغداد ، اين شهر آسيب فراوان ديد . اين منطقه در دوره تيموريان ، در شمار بلاد همدان به شمار ميآمد و در قرون نهم و دهم هجري ، بارها مورد تهاجم عثمانيها قرار گرفت . به گفته سياحان خارجي ، در روزگار صفويه ، كرمانشاه شهري پرنعمت و آباد بود و كاروانسراها و پلهاي متعدد داشت . خاصه آن كه به علّت علاقه شديد صفويه به اماكن متبركه و اهميّت ارتباطي آن با كربلا و نجف ، اين شهر رونق فراوان يافت . در زمان حكومت نادر ، قلعه قديمي شهر ويران و قلعهاي ديگر ساخته شد . كريمخان زند ، كرمانشاه را تصرف كرد و بالاخره كرمانشاه در عهد قاجار مركز ولايات غرب و والينشين شد . محمّد علي ميرزاي دولتشاه ، فرزند فتحعليشاه ، براي مقابله با عثمانيها در شهر كرمانشاه استقرار گرفت . مردم استان كرمانشاه همانند ديگر شهرهاي ايران ، در جنبش مشروطيت ، نقش فعالي داشتند . كرمانشاه در جنگهاي جهاني اوّل و دوم به تصرف قواي بيگانه درآمد . كرمانشاه امروزي استاني آباد است و مركز آن شهر كرمانشاه ميباشد . استان كرمانشاه از مناطق كردنشين سرزمين ايران است . زبان كردي از خويشاوندان نسبي زبان فارسي است و مشابهتهاي فراوان با قواعد دستوري و ديگر خصوصيات زبان فارسي دارد . زبان كردي گويشهاي متفاوتي دارد كه از مهّمترين آنها ميتوان به گويشهاي كلهري ، اورامي ، سوراني (جافي) ، لكي و گويش فارسي اشاره كرد . نژاد مردم استان كرمانشاه آريايي است . بر بستر خصوصيات قومي ، نژادي ، زباني و باورهاي مذهبي مردم كرمانشاه نظام فرهنگي مردم استان شكل گرفته و شاعران و نويسندگان مشهوري از آن برخواستهاند . نژاد کردهای کرمانشاه همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران هستند . در متون سومری و آشوری برخی از ساکنان زاگرس را (کرتی) (کارتی) و (کارد) یاد کرده اند و در منابع ارمنی واژه (کردوخ) بر آنها اطلاق شده است . برخی نیز بر این اعتقادند که این قوم یکی از شعبه های نژاد آریایی است که در هزاره دوم ق . م وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند . زبان اهالی کرمانشاه کردی است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است . به دلیل داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال از زبانهای دیگر از جمله زبانهای عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است . سابقه تاریخی کردها موجب پیدایش گویشهای بی شماری شده است که برخی از آنها عبارتند از : گویش کردی کلهری ، گویش کردی اورامی ، گویش کردی سورانی ، گویش لکی مذهب اکثر قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند و در صدر نیز خواهران و برادران اهل تسنن هستند . گروهی نیز زیر پوشش بدعتهای دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه میدهند . آب و هوا استان كرمانشاه در معرض جبهههاي مرطوب مديترانهاي قرار دارد كه در برخورد با هواي سرد ارتفاعات زاگرس ، به برف و باران تبديل ميشوند . در استان كرمانشاه چهار اقليم متفاوت قابل تشخيص است اوّل : "زمستان ملايم و تابستان گرم و خشك" كه شهرستانهاي قصرشيرين ، سرپل ذهاب و دهستان از گله در جنوب غربي جوانرود را شامل ميشود . دوّم : "زمستان و تابستان خنك" كه شهرستانهاي پاوه و جوانرود و بخش كرند از توابع شهرستان اسلامآباد غرب را در بر ميگيرد . سوم : اقليم "نيمه خشك و استپي خنك" كه شهرستانهاي سنقر و دهستان پشت دربند از توابع شهرستان كرمانشاه را در برميگيرد . چهارم : اقليم "نيمه خشك و استپي گرم" كه شهرستانهاي كنگاور صحنه و هرسين را شامل ميشود . به طور كلي استان كرمانشاه از نظر آب و هوايي به دو منطقه گرمسير (غرب) و سردسير در ساير نواحي تقسيم ميشود بادهاي مهّم استان كرمانشاه عبارتند از : "بادهاي غربي" كه رطوبت نسبي اقيانوس اطلس و مديترانه را به قلمرو اين استان منتقل ميكند و موجب بارندگي ميشود . اين باد بيشتر در فصلهاي زمستان و بهار ميوزد . "بادهاي شمال" كه در فصل تابستان ميوزند و در اعتدال آب و هواي بخشي از استان و كاهش گرماي آن مؤثراند و "باد سام يا سموم" كه تنها در منطقه نوار مرزي ميوزد و هواي آن را در تابستانها بسيار گرم و غير قابل تحمل ميسازد و زيانهاي بسياري به بار ميآورد .





.jpg)








