
استان شیراز
تست

استان همدان
استان همدان یکی از استانهای ایران است . مرکز این استان ، شهر باستانی و کهن همدان است که هرودوت بنای آن را در سدهٔ هشتم پیش از میلاد در دوران مادها بهدست دیاکو ذکر کرده است . مادها این شهر را هگمتانه نامیدند و همدان صورت جدید هگمتانه است . استان همدان از لحاظ جمعیت ، چهاردهمین و از لحاظ مساحت ، بیست و سومین استان کشور محسوب میگردد . جمعیت آن بر پایه سرشماری سال 1390 بالغ بر ١٧۵٨٢۶٨ نفر بوده است . بزرگترین شهرهای این استان عبارتند از : همدان ، نهاوند ، ملایر . استان همدان با 19٬493 کیلومتر مربع وسعت ، از سمت شمال به استانهای زنجان و قزوین ، از سمت جنوب به استان لرستان ، از سمت شرق به استان مرکزی و از سمت غرب به استانهای کردستان و کرمانشاه محدود شده است . این استان بین مدارهای 33 درجه و 59 دقیقه تا 35 درجه و 48 دقیقهٔ عرض شمالی از خط استوا و 47 درجه و 34 دقیقه تا 49 درجه و 36 دقیقهٔ طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ قرار گرفته و شامل 9 شهرستان ، 25 بخش ، 27 شهر ، 73 دهستان و 1120 روستا است .مرکز استان همدان شهر همدان است و دارای شهرستانهای زیر می باشد : اسدآباد ، بهار ، تویسرکان ، رزن ، فامنین ، کبودرآهنگ ، ملایر ، نهاوند ، همدان . استان همدان در سال 1352 از استان کرمانشاه جدا و به استان تبدیل شد . زبان اکثریت مردم استان همدان فارسی است و زبان مرکز استان و زبان مرتبط استان نیز فارسی میباشد . اما بعلت همجواری با استان های لرستان ، کردستان و زنجان دارای گویشورانی از زبان های لری ، کردی و ترکی نیز می باشد . در استان همدان زبانها و گویشهای گوناگونی رایج است که فارسی ، ترکی ، لری و لکی و کردی از مهمترین آنها به شمار میروند . فارسی زبانان بیشتر ساکنان مرکز استان (شهر همدان) را تشکیل میدهند و از قدیمیترین مردم این منطقه محسوب میشوند که از دوران مادها در این سرزمین اسکان یافتهاند . در شمال ، غرب و شرق استان (562 روستا) به زبان ترکی ، در مرکز استان (شهر همدان) بیشتر به زبان فارسی ، در جنوب استان (2۵۵ روستا) به زبانهای لری و لکی و در غرب و شمال غرب استان (159 روستا) به زبان کردی تلکم میشود .بر پایه نظرسنجی که در سال 1389 به سفارش شورای فرهنگ عمومی کشور تهیه شد که نمونههای این پزوهش در کل کشور از میان ساکنان 288 شهر و حدود 1400 روستای سراسر کشور انتخاب گردیدند ، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان همدان به قرار زیر بود : 24٫3 فارس (23٫۴% مرد، 2۵٫۴% زن) ، 58٫9 ترک (۶1٫2% مرد، ۵۶٫۶% زن) ، 10٫3 کرد (10٫1% مرد، 10٫۶% زن) ، ۰٫3 عرب (۰٫۵% زن) ، ۰٫۳ بلوچ (۰٫۵% زن) ، ۵٫۴ لُر (۴٫8% مرد، ۵٫8% زن) ، ۰٫3 سایر و ۰٫3 بدون جواب بودند .

استان گیلان
قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب دریای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به (پوزوراین شوشیناک) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی های ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند . بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . (پلوتارک) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گفته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است . موقعيت جغرافيايي استان گيلان با پهنهاي به مساحت 14711 كيلومتر مربع در ميان رشته كوههاي البرز و تالش در ساحل درياي خزر و شمال ايران قرار گرفته است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري سال 1375 ، شهرستانهاي استان گيلان عبارتند از : آستارا ، آستانه اشرفيه ، بندر انزلي ، رشت ، رودبار ، رودسر ، شفت ، صومعه سرا ، طالش ، فومن ، لاهيجان و لنگرود . شهر رشت مركز استان گيلان است . استان گيلان با استانهاي اردبيل در غرب ، مازندران در شرق ، زنجان در جنوب و كشور تازه استقلال يافته آذربايجان و درياي خزر در شمال هم مرز و همسايه است . جمعیت استان اين استان در سال 1375 ، حدود 2241896 نفر جمعيّت داشته است كه 83/۴۶ درصد آن در نقاط شهري و 15/53 درصد بقيه در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . ناهمواريهاي استان از غرب به شرق شامل : طالش ، ماسوله و پشته كوه و رشته كوه البرز است كه از سه بخش غربي ، مركزي و شرقي تشكيل شده است . البرز غربي مانند حصاري استان گيلان را در بر گرفته است و بلندترين قله آن در گيلان فك يا دلفك (آشيانه عقاب) نام دارد . جلگههاي استان گيلان در ميان دريا و كوهستان تا ارتفاع يكصد متري سطح دريا گسترش يافتهاند كه به سه قسمت عمده تالش ، گيلان غرب و گيلان شرق تقسيم ميشوند . تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد ، يعني تا زماني كه تاريخ نگاران يونان ، گوشههايي از تاريخ ايران را روشن كردهاند ، تاريك و مبهم است و تنها با تكيه بر پارهاي كاوشهاي باستان شناختي ميتوان گوشههايي از آن را روشن كرد .آثار به دست آمده از سرزمينهاي سواحل جنوب درياي خزر به دوره پيش از آخرين يخبندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلّق دارند . پيشينه تمدن گيلان به چند هزار سال پيش از ميلاد مسيح ميرسد . در آن دوره «كاسي»ها براي دستيابي به زمينهاي بهتر به نواحي ديگر مهاجرت كردند . در همين زمان ، گروهي از قومهاي مهاجر از جمله آرياييها به علّت تغيير آب و هوا و افزايش سرماي قطبي به اين منطقه كوچ كردند و از آميزش مهاجران و ساكنان بومي منطقه ، چندين قوم جديد تشكيل شد كه در اين ميان دو قوم «گيل» و «ديلم» اكثريت داشتهاند . در سده ششم پيش از ميلاد ، گيلانيان با كوروش هخامنشي متفق شدند و دولت ماد را سرنگون كردند . زمانيكه سلسله هخامنشي سرنگون شد ، كشور به تصرف اسكندر و سپس سلوكيها در آمد . در زمان سلوكيان ، فرمانروايان محلي گيلان ، با استقلال كامل حكومت ميكردند . در زمان ساسانيان ، گيلان تا اندازهاي استقلال خود را از دست داد . در زمان خلفاي عباسي ، علويان در كوهستانهاي ديلم زندگي ميكردند و ميكوشيدند دست خلفاي عباسي را از ديگر نقاط ايران كوتاه كنند . چنين بود كه بناي اتحاد ديلميان و علويان پيريزي شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم به مذهب شيعه روي آوردند . از همين دوره در تاريخ ايران سلسلههايي با منشاء گيلاني و ديلمي پديد آمدند . يكي از مهمترين اين سلسلهها «آل بويه» بود . در قرن هشتم هجري «اولجايتو» مغول موفق شد به طور موقت بر اين سرزمين پيروز شود . گيلانيان در روي كار آمدن خاندان صفوي نقش مهمي ايفا كردند ولي در زمان سلطنت شاه عباس اوّل ، گيلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجري قمري شماري از قزاقان روس به قصد غارت به گيلان هجوم برده و دست به چپاول زدند . نادر شاه به علّت علاقه زياد به افزايش قدرت نيروي دريايي ، گيلان را مورد توجه جدي قرار داد . گيلكها در پيروزي انقلاب مشروطه نيز سهي عمده داشتند و آنان در سال 1287 ه.ق پس از دو روز پيكار عليه قزاقان محّمد عليشاه ، تهران را فتح كردند . نقش مردم گيلان در نهضت مشروطه و جنبش ميرزا كوچك خانجنگلي از نمونههاي درخشان تاريخ اين خطه است . استان گيلان از نظر فرهنگي نيز يكي از مناطق ويژه ايران است كه مجموعهاي از سنن ديرين و باستاني را پديد آورده است . زبان مردم گيلان نيز تحت تأثير تنوع قومي ، گويشهاي گوناگون دارد كه مهّمترين آنها گيلكي ، تالشي و ديلمي است . درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله (هنری فیلد) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند زبان گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد . مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کم کم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند . اقليم سرزمين گيلان به آب و هواي معتدل خزري معروف است . كوهستان تالش با جهت شمالي ، جنوبي و كوهستان البرز با امتداد غربي - شرقي ، مانند سدي از عبور بخار آب درياي خزر و بادهاي مرطوب شمال غربي به داخل ايران جلوگيري ميكند و به علّت ارتفاع زياد موجب بارندگيهاي فراوان در استان گيلان ميشود . تبخير گسترده درياي مازندران ضمن افزايش رطوبت هوا در تابستان و كاهش آن در زمستان ، ميانجامد . از اين رو ، يخ بندان زمستاني در نواحي كنارهاي دريا بسيار كم گزارش شده است . ميزان بارندگي در استان گيلان به بادهاي مرطوبي بستگي دارد كه در زمستان از شمال غرب در بهار از شرق و در تابستان و پاييز از غرب ميوزند . اين بادها ، هواي مرطوب دريا را به سوي جلگه گيلان ميرانند و موجب بارندگيهاي فراوان و طولاني ميشوند . در سال 1375 ، ميزان بارندگي در رشت ۴/1015 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان سالانه آن 20 روز و روزهاي باراني آن 156 روز گزارش شده است . متوسط حداقل دماي رشت 3/۶ درجه سانتيگراد و متوسط حداكثر دماي آن 9/20 درجه ثبت شده است .

استان البرز
استان البرز سی و یکمین استان ایران است . در جلسهٔ هیئت دولت در تاریخ 12 بهمن 1388 لایحهٔ تأسیس این استان تصویب و به مجلس شورای اسلامی فرستاده شد . در ادامه با تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1389/۴/7 استان البرز بطور رسمی شکل گرفت . در این طرح پیشنهادی کرج به عنوان مرکز استان درنظر گرفته شده است . این شهر در 20 کیلومتری غرب تهران و در حوزهٔ استحفاظی استان تهران قرار گرفته بود که با جمعیتی بالغ بر 1٬614٬626 نفر ، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران ، مشهد و اصفهان محسوب میگردد . همچنین محمود احمدینژاد رئیسجمهور در تاریخ 22 مرداد 1389 در نامهای به وزارت کشور قانون تأسیس استان البرز که در جلسهٔ علنی دوم تیر 1389 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بود و شورای نگهبان نیز آن را تأیید کرده بود ، جهت اجرا ابلاغ کرد . نام این استان از رشته کوه البرز گرفته شده است که بخش مهمی از آن از شمال این استان میگذرد . در تاریخ 22 شهریور 1389 با حضور وزیر کشور ، استانداری البرز رسماً شروع به فعالیت نمود . عیسی فرهادی به عنوان نخستین استاندار البرز انتخاب شده بود . در آبان 91 پخش آزمایشی شبکه استانی البرز با روزانه 3 ساعت برنامه آغاز بکار کرد و با شروع سال 92 به روزانه 8 ساعت رسید . شبکه استانی البرز در روز چهارم خرداد 92 بصورت رسمی و با روزانه 10 ساعت برنامه بصورت رسمی افتتاح گردید . به دلیل اینکه در استان البرز از همه اقوام ایرانی ساکن هستند ، این شبکه به شبکه وحدت و همدلی لقب گرفت .

استان قم
استان قم با وسعتي معادل 631,14 كيلومتر مربع در جنوب پايتخت واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستان قم تنها شهرستان استان و شهر قم مركز شهرستان و استان قم ميباشد . اين استان از شمال به جلگه ورامين و شهرري از استان تهران و ساوه از استان مركزي ، از جنوب به شهرستانهاي محلات و دليجان از استان مركزي و كاشان از استان اصفهان و كوير نمك ، از غرب به شهرستانهاي آشتيان و تفرش از استان مركزي محدود است . استان قم در قلمرو كوير مركزي ايران واقع شده است . ناهمواريهاي استان قم مشتمل بر نواحي كوهستاني ، پايكوهي و دشتي است . شهر قم به علّت مجاورت با بيابان و دوري از دريا ، اقليمي خشك و كم رطوبت و بارشي اندك و نامناسب دارد . بيشتر زمينهاي اين استان قابليت كشاورزي ندارند و به حاشيه درياچه نمك يا مسيله معروفاند . این استان در سال 1375 ، حدود 853044 نفر جمعّيت داشته است كه از اين تعداد 16/91 درصد در نقاط شهري و 82/8 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . گفته ميشود كه شهر قم پيش از دوره اسلامي نيز وجود داشته است ولي گروهي اعتقاد دارند كه شهر قم بعد از اسلام بنا گرديده است . «كفم» نام حصار باستاني شهر قم بود و به همين لحاظ عربها اين شهر را قم ناميدند . در زمان حمله عربها به ايران ، قم از توابع اصفهان بود و همزمان با اصفهان فتح گرديد . در سال 24-23 هجري قمري ، ابوموسي اشعري بخشي از سپاه تحت فرماندهي خود را روانه فتح قم نمود و اين شهر در زمان عمر - خليفه دوّم - به دست مسلمين فتح شد . با مهاجرت قبيله اشعري از كوفه به قم و اسكان آنها در اين ناحيه ، قم به تدريج به شهر تبديل شد . بين اعراب اشعري و ساكنان زرتشتي قم پيوسته نزاع و درگيري در ميگرفت كه به شكست قطعي زرتشتيان و تسلط اشعريان مسلمان بر قم منجر شد . در قرون اوّليه اسلام ، علويان با بيرحمانهترين وضع ، تحت آزار و تعقيب حكام عباسي و اموي بودند . در ميان شهرهاي ايران ، قم از مناطق مهمّي بود كه علويان پيوسته به سوي آن هجرت ميكردند . با حضور علويان در قم ، اين شهر به يك شهر علوي نشين تبديل شد . مردم قم ، مأموران را قاتل امام هشتم علي بن موسي الرضا (ع) ميدانستند و به خواهر آن حضرت در قم فوت و مدفون است عشق ميورزيدند و لذا با حكومت آن ناسازگاري ميكردند و خراج نميپرداختند . مأمون ، «علي بن هشام» را با لشكر نيرومند به سوي شهر قم روانه كرد كه به قتل عام مردم و تخريب شهر منجر شد . مردم قم پس از شنيدن خبر فوت مأمون دست به شورش زدند و با هجوم به دار الحكومه در سال 216 ه.ق عامل خليفه را از شهر بيرون كردند . پس از مأمون ، معتصم به خلافت رسيد و سپاهي را براي دفع شورش به قم روانه كرد . اين سپاه نيز شهر را به آتش كشيد . بعد از اين سركوبي ، «محمدبن عيسي بادغيسي» به حكومت قم گماشته شد . اين شخص سياست آرامش با مردم را در پيش گرفت . با روي كار آمدن متوكل عباسي سياست ضد علوي تشديد شد و مردم قم نيز به حمايت از «حسين كوكبي» شتافتند تا دولت علوي در محدوده طالقان ، قزوين ، زنجان و ابهر توسط وي تشكيل شود . پس از متوكل ، معتمد خليفه عباسي ، «موسي بن بغا» را مأمور نمود تا هم حسين كوكبي را سركوب كند و هم طغيان قم را فرو نشاند و مردم از ظلم و ستم خلفا و عاملان آنها به امام يازدهم امام حسن عسكري (ع) توسل جستند . به طور كلي شورش و سركوب مداوم مردم قم تا زمان به قدرت رسيدن آل بويه كه خود از علويان بودند ، ادامه يافت . در دوران اين سلسله ، شهر قم در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت . در دوره سلجوقيان تصدي امور مهّم سلجوقي توسط فرزانگان قمي ، در عمران و ترقي شهر قم مؤثر شد . در حمله مغول شهر قم به كلي منهدم شد ولي پس از گرايش بعضي از حكام به اسلام مانند "سلطان محمد اولجايتو" شهر قم مورد توجه قرار گرفت . اين شهر در دهههاي پاياني قرن هشتم ه.ق مورد تهاجم "تيمور گوركاني" قرار گرفت و مردم شهر قتل عام شدند . مقارن ظهور حكومت خاندانهاي "قراقويونلو" و "آق قويونلو" و به ويژه در دوره صفويان قم مورد توجه قرار گرفت و به تدريج رو به شكوفايي نهاد . قم در سال909 ه.ق از مراكز مهّم فرهنگي و فقهي شيعه گرديد و علماي بزرگي در اين شهر كرسي تدريس و تحقيق بنا نهادند و اهميّت زيارتي و مذهبي اين شهر فزوني يافت . در حمله افغانها ، شهر قم خسارات سنگيني را متحمل شد و مردم قم نيز از نظر اقتصادي تحت فشار شديدي قرار گرفتند . در دوره نادر شاه افشار نيز شهر قم متحمل خسارات فراوان شد و همچنين زماني كه خاندانهاي زند و قاجار براي تسلط بر ايران با يكديگر جدال ميكردند ، شهر و مردم قم آسيب فراوان ديدند . در سال 1208 هجري قمري ، قم تحت تسلط آغا محمّدخان قاجار در آمد . فتحعلي شاه پس از پيروزي بر دشمنان ، به مرمت حرم و بارگاه حضرت معصومه (س) پرداخت . وي نذر كرده بود كه اگر بر دشمنان پيروز شود به عمران بارگاه آن حضرت بپردازد . در سال 1294 هجري شمسي ، هنگامي كه قشون روس وارد كرج شد ، بسياري از مردم تهران به قم مهاجرت كردند و موضوع انتقال پايتخت به قم نيز مطرح گرديد ، ولي سفارت خانههاي روسيه و انگليس با تحت فشار قرار دادن احمدشاه ، طرح انتقال پايتخت را خنثي كردند . در همين زمان ، توسط مهاجرين قم ، «كميته دفاع ملي» براي دفاع از ميهن تشكيل شد . بدين ترتيب اين شهر به يك مركز سياسي و نظامي عليه روس و انگليس تبديل شد ، ولي پس از درگيريهاي متعددي ، در سال 1294 هجري شمسي به اشغال نيروهاي روس درآمد . در حال حاضر ، قم يكي از مراكز مهّم تشيع ايران و جهان است . وجود بارگاه با عظمت حضرت معصومه (س) و حوزه علميه قم اهميت مذهبي اين شهر را بيش از پيش فزوني بخشيده و حوزههاي علمي و آموزشي آن نيز توسعه يافته است . استان قم از نظر آب و هوا ، اقليم نيمه بياباني دارد و ميزان بارش سالانه آن در اطراف حوض سلطان كمتر از 100 ميلي متر است كه عمدتاً در فصول سرد سال (پاييز و زمستان) صورت ميگيرد . در حالي كه در فصول گرم به ويژه تابستان ، نزولات جوي آن بسيار نادر است . طبق گزارش ايستگاههاي سينوپتيك استان در سال 1373 ، بيشترين درجه حرارت ثبت شده با ۶/31 درجه به مرداد ماه و كمترين آن با 2/۵ درجه سانتيگراد به دي ماه مربوط است . همچنين ماههاي ارديبهشت ، خرداد ، شهريور و مهر مناسبترين زمان براي مسافرت به استان است .

استان کهگیلویه و بویراحمد
استان كهگيلويه و بويراحمد با 16264 كيلومتر مربع وسعت در جنوب غربي مركز ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان عبارتند از : كهگيلويه با مركزيت دهدشت ، بويراحمد با مركزيت ياسوج و گچساران . شهر ياسوج مركز استان كهگيلويه و بويراحمد ميباشد . اين استان ، از شمال با استان چهارمحال و بختياري ، از جنوب با استانهاي فارس و بوشهر ، از شرق با استانهاي اصفهان و فارس و از غرب با استان خوزستان همسايه است . اين استان در سال 1375، حدود 544 هزار نفر جمعيّت داشته كه از اين تعداد 23/39 درصد در نقاط شهري و 20/60 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند و بقيه غير ساكن بودهاند . استان كهگيلويه و بويراحمد منطقهاي ناهموار و كوهستاني است كه در حدود 45 مساحت آن از ارتفاعات و تپه ماهورها تشكيل شده است و 15 بقيه مساحت آن را دشتها و درهها در بر گرفتهاند . بلندترين نقطه استان ، قلّه دنا به ارتفاع 4409 متر و پستترين ناحيه آن بيشتر با ارتفاع 500 متر از سطح دريا ميباشد . در مناطق سردسير ، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بيشتر است و در مناطق گرمسير ارتفاعات كوتاهتر و تپه ماهور نيز كمتر است . عمده اراضي كشاورزي استان در دشتها واقع شده است . آب و هوا ، کهگيلويه و بويراحمد در امتداد رشته كوههاي اصلي زاگرس از شمال شرقي به جنوب غربي در استان كهگيلويه و بويراحمد ، از ارتفاع كوهها و مقدار بارندگي و رطوبت هوا به طور محسوسي كاسته شده و مشخصات اقليمي دوگانهاي را پديد ميآورد . بدين ترتيب اين استان به دو منطقه سردسيري و گرمسيري تقسيم شده است منطقه گرمسيري در قسمت جنوب و غرب استان واقع شده و آب و هوايي گرم و خشك دارد و بادهاي موسمي (فصلي) و محلي متعددي در اين ناحيه ميوزند . باران اين منطقه از آبان ماه آغاز شده و تا ارديبهشت به تناوب ادامه مييابد . در اين مناطق يخبندان بندرت اتفاق ميافتد . منطقه سردسيري در شمال و شرق استان قرار دارد . بارش اين ناحيه معمولاً از آبان ماه شروع و تا ارديبهشت ماه به تناوب و معمولاً به صورت برف ادامه مييابد . اين قسمت از استان كه در واقع جنوبيترين بخش زاگرس مرطوب است با جنگلهاي وسيع و زيباي بلوط پوشيده شده و سرچشمه رودهاي بزرگي است . در اين استان بادهايي با جهات مختلف ميوزند كه مهّمترين آنها عبارتند از : بادهاي موسمي كه به نام باد شمال و باد جنوب معروف هستند . باد شمال از طرف شمال غربي از درياي مديترانه و آبهاي اطراف آن و گاهي از اقيانوس اطلس به داخل منطقه نفوذ ميكند و موجب بارندگي ميشود . باد جنوب از سمت جنوب و جنوب غربي به ويژه در اواخر بهار و تابستان به داخل منطقه نفوذ ميكند و معمولاً با گرما همراه است بادهاي محلي در نواحي مختلف نسبتاً محدود و كم وسعت استان ميوزند كه مهّمترين آنها عبارتند از : باد آشوب ، باد زير روز ، كوه باد ، باد حيران ، باد چوغان ، باد او و باد درخترو . استان كهگيلويه و بويراحمد در گذشتهاي نه چندان دور جزء يكي از بلوكهاي مملكت فارس و مشتمل بر دو قسمت شمال شرقي كه آن را سردسير و كوهستاني و پشت كوه و قسمت جنوبي و غرب بود كه آن را نره كوه بهبهان ميناميدند . تا دوّم تيرماه 1342 شمسي ، قسمتي از استان فعلي كهگيلويه و بويراحمد جزء استان خوزستان و قسمتي نيز جزء استان فارس بود . پانزدهم آبان ماه 1338 ، قسمت گرمسير بهبهان به شهرستان كهگيلويه با مركزيت دهدشت تبديل شد . اين شهرستان كماكان جزء استان خوزستان و بقيه منطقه جزء استان فارس بود . به دنبال شورش ايل بويراحمد در 22 تيرماه 1342 ، منطقه كهگيلويه و بويراحمد طبق تصويب نامه مجلس شوراي ملي وقت ، از استانهاي فارس و خوزستان جدا شد و به يك فرمانداري كل تبديل شد و ياسوج كه تا آن زمان خالي از سكنه بود ، به عنوان مركز آن تعيين گرديد . در اسفندماه 1352 شمسي فرمانداري كل كهگيلويه و بويراحمد به استان تبديل شد . به استناد كتاب "ممسني در گذرگاه تاريخ" مردم لرستان ، كهگيلويه و بويراحمد ، ممسني و حتي دشتستان بوشهر با گذشته تاريخي مشترك از يك نژاد هستند و با يك زبان صحبت ميكنند و آداب و رسوم و فرهنگ مشابهيدارند . كنشهاي فرهنگي مردم كهگيلويه و بويراحمد از روابط اجتماعي موجود مبتني بر نظام عشيرهاي متأثر است . در اين نظام فرهنگي تمام رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم تحت تأثير مستقيم روابط قبيلهاي و عشيرتي قرار دارند .








