عضویت در خبرنامه

سیستم پکیج همکاران

تبدیل تاریخ

تورهای داخلی

تورهای خارجی

معرفی ایران

استان کرمانشاه

استان کرمانشاه

استان آذربایجان شرقی

استان آذربایجان شرقی

استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالی

استان یزد

استان یزد

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان خوزستان

استان خوزستان

استان کرمانشاه

استان کرمانشاه

پیشینه تاریخی شواهد و مدارک باستان شناختی نشان می دهد این منطقه از اولین زیستگاههای انسان به شمار می رفته و یکی از مراکز مهم جمعیتی در زاگرس میانی محسوب می شده است تمامی ادوار زندگی انسان از عهد حجر تا دوره های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومتهای بزرگ سیر تحول خود را در این محدوده طی کرده است . در هزاره چهارم ق . م استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی است . بازرگانان این منطقه با بازرگانان شوشی و بین النهرینی داد و ستد و تبادل کالا داشتند . در دوره ساسانی ، استان کرمانشاه بیش از هر دوره دیگری از اعتبار و رونق خاصی برخوردار بود . شهر یاران ساسانی به علت نزدیکی این منطقه به پایتخت آنها یعنی تیسفون ایام تابستان را در قصرهای ییلاقی این منطقه می گذراندند . موقعيت جغرافيايي استان‌ كرمانشاه‌ با مساحتي‌ معادل‌ 434,24 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است ‌. براساس ‌آخرين‌ تقسيمات‌ اداري‌ و كشوري‌ در سال‌ 1375، شهرستان‌هاي‌ استان‌ كرمانشاه‌ عبارتند از : اسلام‌ آباد غرب ‌، پاوه‌ ، جوانرود ، سرپل‌ ذهاب‌ ، سنقر ، صحنه‌ ، قصر شيرين ‌، كرمانشاه ‌، كنگاور ، گيلان‌ غرب‌ و هرسين ‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ استان‌ كردستان‌ ، از جنوب‌ به‌ استان‌هاي‌ لرستان‌ و ايلام ‌، از شرق‌ به‌ استان‌ همدان‌ و از غرب‌ به‌ كشور عراق‌ محدود شده‌ است ‌. جمعیت استان براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 ، جمعیت استان کرمانشاه بالغ بر 1778596 نفر است و حدود سه درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستایی زندگی می کنند و بقیه غیر ساکن هستند . از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار دارند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کم تر از 15 ساله هستند . تاريخ و فرهنگ اقوام‌ مهاجر "گوتي‌ يا كاسي‌" در هزاره‌ سوم‌ و چهارم‌ قبل‌ از ميلاد در كوهساران‌ زاگرس‌ سكونت ‌داشتند و سرانجام‌ بين‌ النهرين‌ را تصرف‌ كردند . به‌ استناد كتيبه‌هاي‌ بابل ‌، آشور و عيلام‌ ، طوايفي‌ به‌ نام‌هاي ‌لولوبي ‌، گوتي‌ ، فايري‌ ، آمودا و پارسفوا نيز در دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ساكن‌ بوده‌اند . لولوبي‌ها يا لولوها اجداد لرها محسوب‌ مي‌شوند و در زمان‌هاي‌ گذشته‌ در ذهاب ‌، شهرزور و سليمانيه‌ زندگي‌ مي‌كرده‌اند . براي‌ نخستين‌ بار نام‌ ماد به‌ صورت‌ "آماده‌اي‌" در حملات‌ آشوريان‌ به‌ نواحي‌ كردستان‌ فعلي‌ ذكر گرديده‌ است‌ . بنابراين‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ از هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد قوم‌ ماد در دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ سكونت‌ داشته ‌است ‌. غير از مادها ، دو طايفه‌ ديگر به‌ نام‌ پارس‌ها و كردها نيز در شمار ساكنان‌ دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ذكر شده‌ است ‌. ساخت‌ شهر كرمانشاه‌ به‌ بهرام ‌، شاه‌ ساساني‌ منسوب‌ است‌ كه‌ در روزگار پدر فرمانروايي‌ ايالت‌ كرمان‌ را داشت‌ و بدين‌ جهت‌ به‌ «كرمانشاه‌» لقب‌ يافته‌ بود . كرمانشاه‌ پس‌ از شكست‌ ايرانيان‌ در نهاوند به‌ تصرف‌ عرب‌ها درآمد . در قرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري‌ سلسله‌ كوچكي‌ از اكراد به‌ نام‌ حسنويه‌ در ولايت‌ غرب‌ استقلال‌ يافتند . مؤسس‌ اين‌ سلسله‌ ، نزديك‌ 50 سال‌ حكمفرمايي‌ كرد و قلعه‌ بزرگ‌ سرماج‌ را در مجاورت‌ دينور به‌ عنوان‌ مقر و محل‌ دفاين ‌و نفايس‌ خود قرار داد . در سال‌ 441 ه . ق‌ سلطان‌ طغرل‌ سلجوقي‌ صد هزار سپاهي‌ به‌ تسخير قلعه‌ سرماج‌ فرستاد و پس‌ از 4 سال‌ آن‌ را تسخير كرد . در دوره‌ سلجوقيان‌ ، كرمانشاه‌ شهري‌ آباد بود و خليفه‌ عباسي‌ براي‌ مقابله‌ با مسعود سلجوقي‌ بدين‌ شهر لشكر كشيد . در دوره‌ مغول‌ و در حمله‌ هلاكو به‌ بغداد ، اين‌ شهر آسيب‌ فراوان‌ ديد . اين‌ منطقه‌ در دوره‌ تيموريان ‌، در شمار بلاد همدان‌ به‌ شمار مي‌آمد و در قرون‌ نهم‌ و دهم‌ هجري‌ ، بارها مورد تهاجم‌ عثماني‌ها قرار گرفت ‌. به‌ گفته‌ سياحان‌ خارجي ‌، در روزگار صفويه‌ ، كرمانشاه‌ شهري‌ پرنعمت‌ و آباد بود و كاروانسراها و پل‌هاي‌ متعدد داشت ‌. خاصه‌ آن‌ كه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ شديد صفويه‌ به‌ اماكن‌ متبركه‌ و اهميّت‌ ارتباطي‌ آن‌ با كربلا و نجف ‌، اين‌ شهر رونق‌ فراوان‌ يافت ‌. در زمان‌ حكومت‌ نادر ، قلعه‌ قديمي‌ شهر ويران‌ و قلعه‌اي‌ ديگر ساخته‌ شد . كريمخان‌ زند ، كرمانشاه‌ را تصرف‌ كرد و بالاخره‌ كرمانشاه‌ در عهد قاجار مركز ولايات‌ غرب‌ و والي‌نشين‌ شد . محمّد علي‌ ميرزاي‌ دولتشاه ‌، فرزند فتحعليشاه ‌، براي‌ مقابله‌ با عثمانيها در شهر كرمانشاه‌ استقرار گرفت ‌. مردم‌ استان‌ كرمانشاه‌ همانند ديگر شهرهاي‌ ايران ‌، در جنبش‌ مشروطيت‌ ، نقش‌ فعالي‌ داشتند . كرمانشاه‌ در جنگهاي‌ جهاني‌ اوّل‌ و دوم‌ به‌ تصرف‌ قواي‌ بيگانه‌ درآمد . كرمانشاه‌ امروزي‌ استاني‌ آباد است‌ و مركز آن‌ شهر كرمانشاه‌ مي‌باشد . استان‌ كرمانشاه‌ از مناطق‌ كردنشين‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌ . زبان‌ كردي‌ از خويشاوندان‌ نسبي‌ زبان‌ فارسي‌ است‌ و مشابهت‌هاي‌ فراوان‌ با قواعد دستوري‌ و ديگر خصوصيات‌ زبان‌ فارسي‌ دارد . زبان‌ كردي‌ گويش‌هاي‌ متفاوتي‌ دارد كه‌ از مهّمترين‌ آن‌ها مي‌توان‌ به‌ گويش‌هاي‌ كلهري‌ ، اورامي‌ ، سوراني‌ (جافي‌) ، لكي‌ و گويش‌ فارسي‌ اشاره‌ كرد . نژاد مردم‌ استان‌ كرمانشاه‌ آريايي‌ است ‌. بر بستر خصوصيات‌ قومي ‌، نژادي‌ ، زباني‌ و باورهاي‌ مذهبي‌ مردم‌ كرمانشاه‌ نظام‌ فرهنگي‌ مردم‌ استان‌ شكل‌ گرفته‌ و شاعران‌ و نويسندگان‌ مشهوري‌ از آن‌ برخواسته‌اند . نژاد کردهای کرمانشاه همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران هستند . در متون سومری و آشوری برخی از ساکنان زاگرس را (کرتی) (کارتی) و (کارد) یاد کرده اند و در منابع ارمنی واژه (کردوخ) بر آنها اطلاق شده است . برخی نیز بر این اعتقادند که این قوم یکی از شعبه های نژاد آریایی است که در هزاره دوم ق . م وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند . زبان اهالی کرمانشاه کردی است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است . به دلیل داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال از زبانهای دیگر از جمله زبانهای عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است . سابقه تاریخی کردها موجب پیدایش گویشهای بی شماری شده است که برخی از آنها عبارتند از : گویش کردی کلهری ، گویش کردی اورامی ، گویش کردی سورانی ، گویش لکی مذهب اکثر قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند و در صدر نیز خواهران و برادران اهل تسنن هستند . گروهی نیز زیر پوشش بدعتهای دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه میدهند . آب و هوا استان‌ كرمانشاه‌ در معرض‌ جبهه‌هاي‌ مرطوب‌ مديترانه‌اي‌ قرار دارد كه‌ در برخورد با هواي‌ سرد ارتفاعات‌ زاگرس ‌، به‌ برف‌ و باران‌ تبديل‌ مي‌شوند . در استان‌ كرمانشاه‌ چهار اقليم‌ متفاوت‌ قابل‌ تشخيص‌ است‌ اوّل‌ : "زمستان‌ ملايم‌ و تابستان‌ گرم‌ و خشك‌" كه‌ شهرستان‌هاي‌ قصرشيرين ‌، سرپل‌ ذهاب‌ و دهستان‌ از گله‌ در جنوب‌ غربي‌ جوانرود را شامل‌ مي‌شود . دوّم ‌: "زمستان‌ و تابستان‌ خنك‌" كه‌ شهرستان‌هاي‌ پاوه‌ و جوانرود و بخش‌ كرند از توابع‌ شهرستان‌ اسلام‌آباد غرب‌ را در بر مي‌گيرد . سوم ‌: اقليم‌ "نيمه‌ خشك‌ و استپي‌ خنك‌" كه‌ شهرستان‌هاي‌ سنقر و دهستان‌ پشت‌ دربند از توابع‌ شهرستان‌ كرمانشاه‌ را در برمي‌گيرد . چهارم‌ : اقليم‌ "نيمه‌ خشك ‌و استپي‌ گرم‌" كه‌ شهرستان‌هاي‌ كنگاور صحنه‌ و هرسين‌ را شامل‌ مي‌شود . به‌ طور كلي‌ استان‌ كرمانشاه‌ از نظر آب ‌و هوايي‌ به‌ دو منطقه‌ گرمسير (غرب‌) و سردسير در ساير نواحي‌ تقسيم‌ مي‌شود بادهاي‌ مهّم‌ استان‌ كرمانشاه‌ عبارتند از : "بادهاي‌ غربي‌" كه‌ رطوبت‌ نسبي‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و مديترانه‌ را به ‌قلمرو اين‌ استان‌ منتقل‌ مي‌كند و موجب‌ بارندگي‌ مي‌شود . اين‌ باد بيشتر در فصل‌هاي‌ زمستان‌ و بهار مي‌وزد . "بادهاي‌ شمال‌" كه‌ در فصل‌ تابستان‌ مي‌وزند و در اعتدال‌ آب‌ و هواي‌ بخشي‌ از استان‌ و كاهش‌ گرماي‌ آن‌ مؤثراند و "باد سام‌ يا سموم‌" كه‌ تنها در منطقه‌ نوار مرزي‌ مي‌وزد و هواي‌ آن‌ را در تابستان‌ها بسيار گرم‌ و غير قابل‌ تحمل ‌مي‌سازد و زيان‌هاي‌ بسياري‌ به‌ بار مي‌آورد .

استان آذربایجان شرقی

استان آذربایجان شرقی

پس از سقوط دولت صفویه ، در دوره ای که ایران عملا میان روس و عثمانی و اشرف افغان تقسیم شده بود ، آذربایجان در دست دولت عثمانی ماند ولی دیری نپایید نادرشاه آن را از تصرف دولت عثمانی بیرون آورد و در صحرای مغان تاجگذاری کرد . کریمخان زند در سال 1175 هجری آذربایجان را از دست خانهای محلی که پس از مرگ پادشاه قیام کرده بودند ، باز پس گرفت ، اما پس از مرگ او باز خوانین محلی سر بر آوردند تا اینکه آقا محمدخان قاجار در سال 1205 هجری موفق شد که اداره امور آذربایجان را کاملا در اختیار بگیرید . استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ با 46930 کيلومتر مربع‌ وسعت‌ در گوشه‌ شمال‌ غربي‌ ايران‌ قرار دارد . براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1375 شهرستانهاي‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ عبارت‌اند از : اهر ، بستان‌ آباد ، بناب ‌، تبريز ، سراب ‌، شبستر ، كليبر ، مراغه ‌، مرند ، ميانه ‌، هريس‌ و هشترود و جلفا . شهر تاريخي‌ تبريز ، مركز سياسي‌ - اداري‌ و تجاري‌ استان‌ مي‌باشد . اين‌ استان‌ با جمهوري‌هاي‌ آذربايجان ‌، ارمنستان‌ و نخجوان‌ مرز مشترك‌ دارد . شهر مرزي‌ جلفا از طريق‌ خط‌ آهن‌ نخجوان‌ ، ايروان‌ و تفليس‌ به‌ جمهوري‌ اكراين‌ و بنادر درياي‌ سياه ‌وصل‌ مي‌شود . استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ از طريق‌ شبكه‌ راههاي‌ گسترده‌ زميني‌ و هوايي‌ با سراسر ايران‌ و بيشتر كشورهاي‌ جهان‌ مرتبط‌ است ‌. استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ ويژگي‌هاي‌ زمين‌ شناختي‌ و توپوگرافيكي‌ جالب‌ توجهي‌ دارد . قله‌ سهند با 3722 متر بلندترين‌ نقطه‌ آن‌ است‌ و در جنوب‌ تبريز واقع‌ شده‌ است ‌. پست‌ترين‌ ناحيه‌ استان‌ نيز با 1220 متر در حوالي ‌درياچه‌ اروميه‌ قرار دارد . ارتفاعات‌ اين‌ استان‌ در سه‌ ناحيه‌ شمالي‌ (كوههاي‌ قره‌ داغ‌) ، مركزي‌ (سهند و بزقوش‌) و كوههاي‌ جنوبي‌ (قافلانكوه‌) كشيده‌ شده‌اند . جمعیت استان اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 حدود 3278000 هزار نفر جمعيت‌ داشت‌ كه‌ 28/60 درصد آن‌ شهرنشين‌ و 72/39 درصد آن‌ روستانشين‌ و عشاير بوده‌اند . شهر تبريز با بيش‌ از يك‌ ميليون‌ و يكصد و هفتاد هزار نفر جمعيت‌ يكي‌ از پرجمعيت‌ترين‌ شهرهاي‌ ايران‌ و استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ است ‌. استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ بخشي‌ از سرزمين‌ كهنسال‌ ايران‌ است‌ كه‌ در زمان‌ تسلط‌ اسكندر مقدوني‌ بر ايران‌ (سال‌ 331 پيش‌ از ميلاد) سردار آن‌ به‌ نام‌ آتورپات‌ كه‌ شهربان‌ ماد كوچك‌ بود ، در اين‌ سرزمين‌ قيام‌ كرد و قسمتي‌ از ماد كوچك‌ را كه‌ همان‌ آذربايجان‌ است ‌، متصرف‌ شد . از آن‌ پس‌ اين‌ منطقه‌ آتور پاتكان‌ ناميده‌ شد . اين ‌منطقه‌ سپس‌ به ‌اسامي‌ مختلف‌ از قبيل‌ آذرآبادگان ‌، آذربادگان‌ و آذربايجان‌ ناميده‌ شده‌ است‌ . اكثر مورخين‌ اسلامي‌ آذربايجان‌ را محل‌ ولادت‌ زرتشت‌ دانسته‌ و تولد او را به‌ منطقه‌ اروميه‌ و شهر كنزك‌ در حدود درياچه‌ چيچست ‌(اروميه‌) نسبت‌ داده‌اند اين‌ استان‌ در طول‌ بيش‌ از هزاران‌ سال‌ شاهد حوادث‌ بي‌شمار تاريخي ‌، سياسي‌ و اجتماعي‌ بوده‌ و طي‌ همين‌ دوره‌ جلوه‌هاي‌ ويژه‌اي‌ از تمدن‌ كهنسال‌ را پديد آورده‌ كه‌ امروزه‌ براي‌ جهانگردان‌ بسيار جالب‌ توجه‌ است ‌. استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ را پديد آورده‌ است ‌. عمده‌ترين‌ ويژگي‌ فرهنگ‌ مردم‌ آذربايجان‌ زبان‌ و فولكلور آن‌ است‌ كه‌ به‌ نحوي‌ با مراسم‌ و سنن‌ برجسته‌ مردم‌ درآميخته‌ است ‌. زبان‌ مردم‌ اين‌ استان‌ تركي‌ آذري‌ است ‌. اين‌ زبان‌ در آذربايجان‌ ايران‌ و آن‌ سوي‌ ارس‌ و ساير نقاط‌ ترك‌ زبان‌ ايران‌- به‌ جز تركمانان‌- از قرن‌ها پيش‌ زبان‌ گفتگوي‌ مردم‌ آذري‌ زبان‌ بوده ‌است ‌. اين‌ استان‌ مهد دانشمندان ‌، عرفا ، شعرا و مشاهير زيادي‌ همچون‌ مولانا بابا مزيد ، خواجه‌ عبدالرحيم‌ اژآبادي ‌، شيخ‌ حسن‌ بلغاري ‌، عبدالقادر نخجواني ‌، مولانا احمد هراتي ‌، همام‌ تبريزي ‌، خاقاني‌ شيرواني ‌، اسدي‌ طوسي ‌، ابوالعلاء فلكي ‌، ظهير الدين‌ فاريابي ‌، انوري‌ ابيوردي ‌، قطران‌ تبريزي ‌، شيخ‌ محمد خياباني ‌، ستارخان‌ و باقرخان‌ و ... بوده‌ است‌ . و از مشاهير متأخر آن‌ مي‌توان‌ از استاد محمد حسين‌ شهريار چهره‌ تابناك‌ شعر و ادب‌ ايران‌ و آذربايجان‌ ياد كرد . آب‌ و هواي‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ بطور كلي‌ سرد و خشك‌ است‌ . موقعيت‌ جغرافيايي‌ و فضاي ‌كوهستاني‌ آن‌ از عوامل‌ برودت‌ و سردي‌ در نواحي‌ كوهستاني ‌، اثرات‌ ملايم‌ كننده‌ بخارهاي‌ درياي‌ خزر و ارتفاع‌ اندك‌ از عوامل‌ اعتدال‌ آب‌ و هواي‌ در نواحي‌ پست‌ است‌ . متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ از 9/8 درجه‌ در تبريز تا 2/20 درجه‌ سانتيگراد در مراغه‌ متغير است ‌. ميانگين‌ حداقل ‌درجه‌ حرارت‌ در زمستان‌ها به‌ 1- درجه‌ سانتيگراد مي‌رسد و با توجه‌ به‌ تغييرات‌ هوا و درجه‌ حرارت‌ ، بهترين ‌فصل‌ و ايام‌ مسافرت‌ به‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي ‌، بهار و تابستان‌ مي‌باشد .

استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالى 28434 كيلومتر مربع مساحت دارد . آشخانه ، اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان و فاروج مجموع شهرستانهاى اين استان هستند . مركز استان خراسان شمالى ، شهرستان بجنورد است . استان خراسان شمالى از نظر موقعيت طبيعى به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم ميشود . بخش شمالى كوهستانى است كه در نواحى پست آن ، دشتهاى حاصلخيزى ايجاد شده و شرايط مناسبى براى توسعه كشاورزى و دامدارى فراهم آمده است . بخش جنوبى آن از دشتها و تپه هاى كم ارتفاع تشكيل شده كه با فقر پوشش گياهى مواجه است . استان خراسان شمالى در سال 1375 ، حدود 700000 نفر جمعيت داشته است . از اين تعداد حدود 56 درصد در نقاط شهرى و 43 درصد در نقاط روستايى سكونت داشته و بقيه غير ساكن يا عشاير بوده اند . استان خراسان شمالى ، كه در گذشته بخشى از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمى ظهور و سقوط قدرتها و حكومتها در تاريخ گذشته ايران بوده است . در اين سرزمين پهناور اقوام و حكومتهاى ترك و تازى و تاتار ، غز و قجر و قبچان ، مغول ، تركمن و افغان حوادثى بى شمار آفريده اند . جغرافيدانان قديم ، سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم كرده بودند كه خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است . اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يك اسپهبد اداره ميشد كه به او «پادگوسبان» ميگفتند و چهار تن مرزبان تحت فرمان وى بودند كه هر كدام يكى از چهار قسمت خراسان آن روز را اداره ميكردند . خراسان در دوران اسلامى به چهار قسمت تقسيم ميشد كه هر قسمت آن بنام يكى از چهار شهر بزرگ نيشابور ، مرو ، هرات و بلخ ناميده ميشد . در سال 31 ه.ق اعراب روانه خراسان شدند و طى همين دوره ساكنين خراسان به دين اسلام گرويدند . سرزمين خراسان تا سال 205ه.ق در تصرف خاندان بني عباس بود . ولى در سال 283 ه.ق سال 283ه.ق بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287 ه.ق جزو قلمرو سامانيان گرديد . در سال 384 ه.ق سلطان محمود غزنوى خراسان را متصرف شد و در سال 429 ه.ق طغرل اول سلجوقى نيشابور را تصرف كرد . سلطان محمود غزنوى چندين بار با سلجوقيان جنگيد و تركان غزنوى ، سلطان سنجر سلجوقى را به سختى شكست دادند . در سال 552 خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجرى قمرى بر اثر حملات مغولها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد . در قرن هشتم هجرى ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 ه.ق خراسان به تصرف امير تيمور گوركانى درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد . در سال 913 ه.ق خراسان به تصرف ازبكان درآمد . پس از مرگ نادرشاه افشار (1160 ه.ق) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس (1273 ه.ق) منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد كه در امور داخلى افغانستان دخالتى نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد : قسمت شرقى در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربى در تصرف ايران باقى ماند . به عبارت ديگر ، پرجمعيت ترين نواحى خراسان از ايران جدا شد . استان خراسان شمالى امروز از نظر جاذبه هاى طبيعى يكى از مناطق ديدنى ايران است . درياچه هاى كوچك چشمه هاى طبيعى و آب معدنى ، تفرجگاهها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و ... از جاذبه هاى اين منطقه به شمار مي روند . استان خراسان شمالى در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد . دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته ميشود . نواحى مرتفع استان آب و هواى سرد كوهستانى دارند . برخى مناطق بجنورد ، شيروان و نواحى جنوب آلاداغ و قسمتهايى از شهرستانهاى اسفراين و جاجرم داراى آب و هواى معتدل است .

استان یزد

استان یزد

استان یزد از سرزمینهای کهن و تاریخی ایران زمین است . در بعضی از منابع بنای اولیه برخی از شهرهای این استان چون (میبد) را به سلیمان پیغمبر ، (یزد) را به ضحاک و اسکندر مقدونی و (ابرکوه) را به ابراهیم پیغمبر نسبت داده اند . این بیانگر قدمت و دیرینگی پیشینیه تاریخی و فرهنگی سرزمین و مردم این دیار است . مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود در این استان نیز به سهم خود گویای این پیشینه تاریخی است . آثاری چون دست افزارهای سنگی بدست آمده از دره های شیرکوه ، نگاره های روی تخت سنگ کوه ارنان ، تکه سفالهای منقوش نارین قلعه میبد – متعلق به دوره ایلامی ، غارهای استان و آثار معماری و شهر سازی باستانی و ... نشان می دهد مدنیت یزد ، در چهار کانون باستانی (مهریز و فهرج) ، (یزد) ، (رستاق و میبد) و (اردکان) متمرکز بود . پژوهشگران این منطقه را که در مسیر شاهراه های باستانی (ری – کرمان) و (پارس – خراسان) قرار داشت ، جزء سرزمینهای دور دست مادها شمرده اند . سلسله ها و حکامی که بر یزد حکومت کردند عبارتند از : قباد انوشیروان ، یزدگرد اول ، ساسانیان ، آل کاپویه ، اتابکان ، مغولان ، آل مظفر ، تیموریان ، صفویان ، افشاریان و قاجاریه . استان‌ يزد با 120000 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در مركز ايران‌ قرار دارد و براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ ، داراي‌ هفت‌ شهرستان‌ به‌ نام‌هاي‌ ابركوه ‌، اردكان‌ ، بافق‌ ، تفت ‌، مهريز ، ميبد و يزد است ‌. استان‌ يزد در سال‌ 1375حدود 800000 نفر جمعيت‌ داشته‌ است ‌. از اين‌ تعداد 15/75 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 85/24 درصد در نقاط ‌روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند . شهر يزد پرجمعيت‌ترين‌ شهر و مركز سياسي‌ - اداري‌ استان‌ يزد است ‌. استان‌ يزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و از پستي‌ و بلندي‌ و چاله‌ها و كفه‌هاي‌ كويري ‌متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. اين‌ ناهمواري‌ها مشتمل‌ بر تپه‌هاي‌ پاي‌ كوهي ‌، دشت‌ها ، بيابان‌ها ، نواحي‌ كويري‌ و تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ است ‌. در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمايز از هم‌ وجود دارد . اولي‌ بخشي‌ از كوههايي‌ است‌ كه‌ در جهت ‌شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ از مركز ايران‌ عبور مي‌كنند و به‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ معروف‌ هستند . دومي‌ شامل ‌رشته‌ كوههايي‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزي ‌، شمالي‌ و شرقي‌ استان‌ قرار دارند . رشته‌ شيركوه‌ كه‌ مانند ديواري ‌قسمت‌هاي‌ مركزي‌ استان‌ را از بخش‌ غربي‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا مي‌كند ، همواره‌ از برف‌ و يخ‌ پوشيده‌ شده‌ و در تامين‌ آب‌ شهرهاي‌ يزد ، تفت‌ و مهريز نقش‌ مهم‌ و اساسي‌ دارد . جمعیت استان یزد در حال حاضر بالغ بر 890000 نفر است که 1/4 درصد از جمعیت کل کشور را به خود اختصاص می دهد . از کل جمعیت استان 78 درصد را جمعیت شهری و 22 درصد را جمعیت روستائی تشکیل می دهد . به دلیل وجود بیابانها و کویرهای وسیع تراکم جمعیت در سطح استان کم است . سرزمين‌ يزد جلوه‌هايي‌ از باشكوه‌ترين‌ و درخشانترين‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوار مختلف‌ تاريخي‌ ايران‌ را در خود جاي‌ داده‌ است ‌. تاريخ‌ سكونت‌ انسان‌ در اين‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلاد فراتر رفته‌ است ‌، به‌ طوري‌ كه‌ در عهد پيشداديان‌ طوايف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس ‌، اين‌ سرزمين‌ را يزدان ‌، ناميدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد يزد محل‌ عبادت‌ شد . از مهم‌ترين‌ مراكز اسكان‌ اوليه‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ مهرپادين ‌(مهريز) فهرشان ‌، پهره‌ (فهرج‌) ، خورميش ‌، ادر (اردكان‌) ، شواز ، قلاع‌ موبدان‌ (ميبد) ، طرنج ‌، عقدا و اشكذر مي‌توان‌ اشاره‌ كرد . شهر يزد به‌ عنوان‌ محلي‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادي‌هاي‌ مزبور قرار داشته‌ است ‌. دره‌هاي‌ سرسبز و مناطق‌ ييلاقي ‌، چشمه‌ سارها ، ارتفاعات‌ و قله‌ها ، غارها ، حيات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به ‌ويژه‌ جاذبه‌هاي‌ كويري‌ از خصوصيات‌ جالب‌ توجه‌ طبيعت‌ يزد است‌ كه‌ برخي‌ از آنها جزء تفرجگاههاي‌ مهم‌ مردم‌ استان‌ به‌ شمار مي‌آيد . استان‌ يزد از لحاظ‌ كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ نيز جالب‌ توجه‌ است ‌. اين‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ كانون‌ گوناگوني‌هاست‌ و در اين‌ بين‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ زرتشتيان‌ از پيشينه‌ تاريخي‌ درخشاني‌ برخوردار است ‌. زرتشتيان‌ طبق‌ آئين‌ زرتشت‌ مراسم‌ ويژه‌اي‌ را در روزهاي‌ معيني‌ از سال‌ برگزار مي‌كنند كه‌ از ديدگاه‌ جهانگردي ‌براي‌ افراد مسلمان‌ و پيروان‌ ساير اديان‌ جالب‌ توجه‌ و ديدني‌ است ‌. نژاد مردم استان یزد از نژاد آریادی و ایرانی هستند و به علت موقعیت جغرافیائی ویژه این استان ، از آمیختن با نژادهای غیر ایرانی تا اندازه ای مصون مانده اند . در روزگار باستان و آغاز مدنیت و آبادی در این سامان نژادهای دیگری در این ناحیه می زیستند و با نژادهای اصلی آن درآمیختند . این آمیزش بی گمان بعدها در سرگذشت اجتماعی ، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران تازه رسیده آریائی نیز تأثیر بسیار داشته است . در نیمه هزاره دوم پیش از میلاد آریائی ها به فلات مرکزی ایران از جمله منطقه یزد که در دل این فلات قرار دارد ، روی آوردند . در دوره های بعد نیز ، گروه های عرب ، ترک ، مسیحی و کلیمی به این منطقه آمدند . در سده اخیر نیز اعراب مهاجر به این استان آمده و در آن ساکن شدند . مردم استان یزد به زبان فارسی رایج ، با پاره ای ویژگی های گویشی سخن می گویند . برخی ویژگیهای گویشی در میان شهرستانهای این استان محسوس است . زبان شناسان نیم زبانهای جدید ایرانی را به دو دسته باختری و خاوری تقسیم کرده اند . لهجه یزدی جزء نیم زبانهای مرکزی دسته باختری است که در بخش باختری فلات ایران ، تا حدود مرزهای ایران رواج دارد . در بیشتر نیم زبانهای مرکزی از جمله لهجه شیرین یزدی اثر آمیختگی کمتری با زبان عربی دیده میشود . زرتشتیان یزد به زبان نیاکان خویش ، زبان فارسی دری سخن می گویند . زبان زرتشتیان یزد به دلیل پاره ای عوامل اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی آمیختگی بسیار با زبان فارسی پیدا کرده ، به طوری که آهنگ ناتوان شدن و حتی فراموش شدن آن روز به روز تندتر میشود . مذهب پیش از ورود مسلمانان به ایران ، مردم استان یزد نیز مانند مردم سایر نقاط ایران زرتشتی بودند . با انقراض حکومت ساسانیان در نیمه نخست سده اول ه . ق مردم بیشتر نقاط ایران از جمله استان یزد نیز به دین اسلام گرویدند ؛ ولی برخی از آنان با پرداخت جزیه ، آیین خود را حفظ کردند و زرتشتی باقی ماندند . قریب به اتفاق مردم استان یزد ، مسلمان و پیرو شیعه جعفری هستند . استان‌ يزد به‌ دو علت‌ اساسي‌ خشك‌ است ‌. اول‌ آنكه‌ بر روي‌ كمربند خشك‌ جهاني‌ واقع‌ شده‌ و ديگر آنكه‌ از درياهاي‌ آزاد عمان‌ و خليج‌فارس‌ و درياچه‌هاي‌ داخلي‌ و بادهاي‌ رطوبت‌زاي‌ دريايي‌ بسيار دور است ‌. عامل‌ مهم‌ اعتدال‌ نسبي‌ آب‌ و هواي‌ يزد كه‌ قابليت‌ زيست‌ نسبتاً مناسبي‌ به‌ آن‌ بخشيده‌ است ‌، ارتفاعات ‌مهمي‌ است‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ پديد آمده‌ و به‌ طور موضعي‌ در بهبودي‌ هواي‌ استان‌ اثر مي‌گذارند و لذا مناطقي‌ با ارتفاع‌ بيش‌ از 2500 متر از اعتدال‌ و رطوبت‌ نسبي‌ بيشتري‌ برخوردار هستند . متوسط‌ دماي‌ هواي‌ استان‌ 9/18 درجه‌ سانتي‌گراد است ‌. حداكثر مطلق‌ دما در تيرماه‌ برابر 43 و حداقل‌ آن‌ در دي‌ماه‌ برابر 2/7 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشند . به‌ استثناي‌ منطقه‌ كوهستاني ‌شيركوه‌ ، ساير نقاط‌ استان‌ يزد اقليم‌ گرم‌ و خشك‌ و بياباني‌ دارد كه‌ از غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ طرف‌ شمال‌ شرقي‌ و شرق‌ خشك‌تر مي‌شود .

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان کهگیلویه و بویراحمد

استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد با 16264 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ غربي‌ مركز ايران‌ واقع‌ شده ‌است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ عبارتند از : كهگيلويه‌ با مركزيت‌ دهدشت ‌، بويراحمد با مركزيت‌ ياسوج‌ و گچساران ‌. شهر ياسوج‌ مركز استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد مي‌باشد . اين‌ استان‌ ، از شمال‌ با استان‌ چهارمحال‌ و بختياري ‌، از جنوب‌ با استان‌هاي‌ فارس‌ و بوشهر ، از شرق‌ با استان‌هاي‌ اصفهان‌ و فارس‌ و از غرب‌ با استان‌ خوزستان‌ همسايه‌ است‌ . اين‌ استان‌ در سال‌ 1375، حدود 544 هزار نفر جمعيّت‌ داشته‌ كه‌ از اين‌ تعداد 23/39 درصد در نقاط‌ شهري ‌و 20/60 درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند . استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد منطقه‌اي‌ ناهموار و كوهستاني‌ است‌ كه‌ در حدود 45 مساحت‌ آن‌ از ارتفاعات‌ و تپه‌ ماهورها تشكيل‌ شده‌ است‌ و 15 بقيه‌ مساحت‌ آن‌ را دشت‌ها و دره‌ها در بر گرفته‌اند . بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ ، قلّه ‌دنا به‌ ارتفاع‌ 4409 متر و پست‌ترين‌ ناحيه‌ آن‌ بيشتر با ارتفاع‌ 500 متر از سطح‌ دريا مي‌باشد . در مناطق‌ سردسير ، ارتفاعات‌ بلندتر و تپه‌ ماهورها بيشتر است‌ و در مناطق‌ گرمسير ارتفاعات‌ كوتاه‌تر و تپه‌ ماهور نيز كمتر است‌ . عمده‌ اراضي‌ كشاورزي‌ استان‌ در دشت‌ها واقع‌ شده‌ است ‌. آب و هوا ، کهگيلويه و بويراحمد در امتداد رشته‌ كوه‌هاي‌ اصلي‌ زاگرس‌ از شمال‌ شرقي‌ به‌ جنوب‌ غربي‌ در استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد ، از ارتفاع‌ كوه‌ها و مقدار بارندگي‌ و رطوبت‌ هوا به‌ طور محسوسي‌ كاسته‌ شده‌ و مشخصات‌ اقليمي‌ دوگانه‌اي‌ را پديد مي‌آورد . بدين‌ ترتيب‌ اين‌ استان‌ به‌ دو منطقه‌ سردسيري‌ و گرمسيري‌ تقسيم‌ شده‌ است‌ منطقه‌ گرمسيري‌ در قسمت‌ جنوب‌ و غرب‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هوايي‌ گرم‌ و خشك‌ دارد و بادهاي‌ موسمي‌ (فصلي‌) و محلي‌ متعددي‌ در اين‌ ناحيه‌ مي‌وزند . باران‌ اين‌ منطقه‌ از آبان‌ ماه‌ آغاز شده‌ و تا ارديبهشت‌ به‌ تناوب ‌ادامه‌ مي‌يابد . در اين‌ مناطق‌ يخبندان‌ بندرت‌ اتفاق‌ مي‌افتد . منطقه‌ سردسيري‌ در شمال‌ و شرق‌ استان‌ قرار دارد . بارش‌ اين‌ ناحيه‌ معمولاً از آبان‌ ماه‌ شروع‌ و تا ارديبهشت‌ ماه ‌به‌ تناوب‌ و معمولاً به‌ صورت‌ برف‌ ادامه‌ مي‌يابد . اين‌ قسمت‌ از استان‌ كه‌ در واقع‌ جنوبي‌ترين‌ بخش‌ زاگرس ‌مرطوب‌ است‌ با جنگل‌هاي‌ وسيع‌ و زيباي‌ بلوط‌ پوشيده‌ شده‌ و سرچشمه‌ رودهاي‌ بزرگي‌ است ‌. در اين‌ استان‌ بادهايي‌ با جهات‌ مختلف‌ مي‌وزند كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها عبارتند از : بادهاي‌ موسمي‌ كه‌ به‌ نام‌ باد شمال‌ و باد جنوب‌ معروف‌ هستند . باد شمال‌ از طرف‌ شمال‌ غربي‌ از درياي‌ مديترانه‌ و آب‌هاي‌ اطراف‌ آن‌ و گاهي‌ از اقيانوس‌ اطلس‌ به‌ داخل‌ منطقه‌ نفوذ مي‌كند و موجب‌ بارندگي‌ مي‌شود . باد جنوب‌ از سمت‌ جنوب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ ويژه‌ در اواخر بهار و تابستان‌ به‌ داخل‌ منطقه‌ نفوذ مي‌كند و معمولاً با گرما همراه‌ است‌ بادهاي‌ محلي‌ در نواحي‌ مختلف‌ نسبتاً محدود و كم‌ وسعت‌ استان‌ مي‌وزند كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها عبارتند از : باد آشوب ‌، باد زير روز ، كوه‌ باد ، باد حيران ‌، باد چوغان ‌، باد او و باد درخت‌رو . استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد در گذشته‌اي‌ نه‌ چندان‌ دور جزء يكي‌ از بلوك‌هاي‌ مملكت‌ فارس‌ و مشتمل‌ بر دو قسمت‌ شمال‌ شرقي‌ كه‌ آن‌ را سردسير و كوهستاني‌ و پشت‌ كوه‌ و قسمت‌ جنوبي‌ و غرب‌ بود كه‌ آن‌ را نره‌ كوه‌ بهبهان‌ مي‌ناميدند . تا دوّم‌ تيرماه‌ 1342 شمسي‌ ، قسمتي‌ از استان‌ فعلي‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد جزء استان‌ خوزستان‌ و قسمتي‌ نيز جزء استان‌ فارس‌ بود . پانزدهم‌ آبان‌ ماه‌ 1338 ، قسمت‌ گرمسير بهبهان‌ به‌ شهرستان‌ كهگيلويه‌ با مركزيت‌ دهدشت‌ تبديل‌ شد . اين ‌شهرستان‌ كماكان‌ جزء استان‌ خوزستان‌ و بقيه‌ منطقه‌ جزء استان‌ فارس‌ بود . به‌ دنبال‌ شورش‌ ايل‌ بويراحمد در 22 تيرماه‌ 1342 ، منطقه‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد طبق‌ تصويب‌ نامه‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ وقت ‌، از استان‌هاي‌ فارس ‌و خوزستان‌ جدا شد و به‌ يك‌ فرمانداري‌ كل‌ تبديل‌ شد و ياسوج‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ خالي‌ از سكنه‌ بود ، به‌ عنوان‌ مركز آن‌ تعيين‌ گرديد . در اسفندماه‌ 1352 شمسي‌ فرمانداري‌ كل‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد به‌ استان‌ تبديل‌ شد . به‌ استناد كتاب‌ "ممسني‌ در گذرگاه‌ تاريخ‌" مردم‌ لرستان ‌، كهگيلويه‌ و بويراحمد ، ممسني‌ و حتي دشتستان‌ بوشهر با گذشته‌ تاريخي‌ مشترك‌ از يك‌ نژاد هستند و با يك‌ زبان‌ صحبت‌ مي‌كنند و آداب‌ و رسوم‌ و فرهنگ‌ مشابهي‌دارند . كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد از روابط‌ اجتماعي‌ موجود مبتني‌ بر نظام‌ عشيره‌اي‌ متأثر است ‌. در اين‌ نظام‌ فرهنگي‌ تمام‌ رفتارهاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردم‌ تحت‌ تأثير مستقيم‌ روابط‌ قبيله‌اي‌ و عشيرتي‌ قرار دارند .

استان خوزستان

استان خوزستان

استان‌ خوزستان‌ با مساحتي‌ بالغ‌ بر 64664 كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ غربي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ در سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ خوزستان‌ عبارتند از : آبادان ‌، انديمشك ‌، اهواز ، ايذه‌ ، باغملك‌ ، بندر ماهشهر ، بهبهان ‌، خرمشهر ، دزفول ‌، دشت‌ آزادگان ‌، رامهرمز ، شادگان‌ ، شوش‌ ، شوشتر و مسجد سليمان ‌. استان‌ خوزستان‌ از نظر ناهمواري‌ها به‌ دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود . ناحيه‌ جلگه‌اي ‌خوزستان‌ در قسمت‌ جنوب‌ و غرب‌ استان‌ از آبرفتهاي‌ رودهاي‌ كارون ‌، كرخه‌ و جراحي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. ناحيه ‌كوهستاني‌ خوزستان‌ در قسمت‌ شمال‌ و شرق‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و جزء بخش‌ جنوبي‌ رشته‌ كوه‌ زاگرس‌ مي‌باشد . استان‌ خوزستان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 3746700 نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 52/62 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 51/36 درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . استان‌ خوزستان‌ يكي‌ از كهن‌ترين‌ كانون‌هاي‌ تمدن‌ بشري‌ است ‌كه‌ قدمت‌ آن‌ در شوش‌ به‌ 6000 سال‌ پيش‌ مي‌رسد .  در هزاره‌ چهارم‌ قبل‌ از ميلاد دولت‌ مقتدر عيلام‌ در شوش‌ پايه‌ گذاري‌ شد و در هزاره‌ اوّل ‌پيش‌ از ميلاد ، توسط‌ آشوريان‌ منقرض‌ گرديد در سال‌ 640 ق‌.م‌ شوش‌ به‌ دست‌ آشوري‌ها تسخير و به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ شد . قسمت‌ شمالي‌ يعني‌ "انزان‌" به‌ دست‌ پارس‌ها افتاد كه‌ از مدّت‌ها پيش‌ در اين‌ ناحيه‌ مسكن‌ گزيده‌ بودند و قسمت‌ جنوبي‌ آن‌ به‌ تصرف‌ آشور درآمد . در سال‌ 538 ق‌.م‌ كوروش‌ هخامنشي‌ به‌ بابل‌ لشكر كشيد و سرزمين‌ عيلام‌ را تصرف‌ كرد و شهر شوش‌ را به‌ عنوان‌ يكي‌ از پايتخت‌هاي‌ هخامنشي‌ برگزيد . داريوش‌ در سال‌ 521 ق‌.م‌ شوش‌ را مورد توجه‌ قرار داد و در آن‌ كاخ‌ باشكوهي‌ به‌ نام‌ "هديش‌" احداث‌ كرد . با حمله‌ اسكندر دوران‌ اوج‌ و شكوه‌ سلطنت‌ خيره‌ كننده‌ هخامنشيان‌ به ‌پايان‌ رسيد . پس‌ از اسكندر دولت‌ سلوكي‌ به‌ قدرت‌ رسيد . در سال‌ 187 قبل‌ از ميلاد در اثر ضعف‌ دولت‌ سلوكي ‌، پارس‌ و خوزستان‌ متحد شد و از دولت‌ سلوكي‌ جدا شدند مهرداد اوّل‌ اشكاني‌ (164 - 140 ق‌.م‌) شاه‌ سلوكي‌ را در جنگي‌ شكست‌ داد و شخصي‌ از خاندان‌ اشكاني‌ را به‌ حكومت‌ خوزستان‌ منصوب‌ كرد .  با قدرت‌ گرفتن ‌ساسانيان‌ اين‌ ناحيه‌ به‌ صورت‌ خيره‌ كننده‌اي‌ رو به‌ عمران‌ و آبادي‌ گذاشت ‌. حكومت‌ ساساني‌ بناهاي‌ زيادي‌ در اهواز ، شوشتر و شمال‌ انديمشك‌ ايجاد كرد . پس‌ از شكست‌ ايران‌ بدست‌ عرب‌هاي‌ مسلمان‌ حكومت‌ خوزستان ‌به‌ دست‌ خلفاي‌ اموي‌ و عباسيان‌ افتاد . در اواسط‌ سده‌ سوم‌ ه.ق‌ دولت‌ عباسيان‌ رو به‌ انحطاط‌ گذاشت ‌. يعقوب ‌ليث‌ از سيستان‌ علم‌ استقلال‌ برافراشت‌ و سرانجام‌ در شوش‌ و شوشتر استقرار يافت ‌. در سال‌ 326 ه.ق‌ معزالدوله‌ ديلمي‌ كرمان‌ و خوزستان‌ را تصرف‌ كرد . از سال‌ 443 ه.ق‌ تا سال‌ 845 ه.ق‌ به‌ ترتيب ‌خوارزمشاهيان ‌، خاندان‌ شلمه‌ افشار ، اتابكان‌ فارس ‌، آل‌ مظفر ، آل‌ جلاير ، تيموريان‌ بر تمام‌ يا قسمتي‌ از خوزستان‌ حكومت‌ كردند در سال‌ 845 ه.ق‌ جنبش‌ مذهبي‌ مشعشعيان‌ در اين‌ نواحي‌ شكل‌ گرفت ‌. پادشاهان ‌صفوي‌ چندين‌ بار براي‌ سركوب‌ مشعشعيان‌ و افشار لشكر كشيدند . نادرشاه‌ افشار در سال‌ 1142 ه.ق‌ روانه ‌خوزستان‌ شد .  پس‌ از درگذشت‌ كريم‌خان‌ زند خوزستان‌ دچار هرج‌ و مرج‌ شد . در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار خوزستان‌ به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ شد پس‌ از جنگ‌ ايران‌ و انگليس‌ در سال‌ 1273 ه.ق‌ تا چهل‌ سال‌ خوزستان‌ آرام‌ بود . در اين‌ زمان‌ عشاير عرب ‌به‌ چند بخش‌ تقسيم‌ شده‌ و هر بخش‌ شيخي‌ جداگانه‌ داشت ‌. طي‌ 80 سال‌ گذشته‌ استان‌ خوزستان‌ - غير از دوران‌ جنگ‌ تحميلي‌ عراق‌ بر ايران‌ - همواره‌ توسعه‌ يافته‌ و امروزه‌ يكي‌ از نواحي‌ استراتژيك‌ ايران‌ به‌ حساب ‌مي‌آيد . استان‌ خوزستان‌ در مناطق‌ كوهستاني‌ و مرتفع‌ تابستان‌هاي‌ معتدل‌ و زمستان‌هاي‌ سرد و در نواحي‌ كوهپايه‌اي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ دارد . در نواحي‌ پست‌ و جلگه‌اي‌ به‌ طرف‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرقي ‌خصوصيات‌ آب‌ و هوا از نيمه‌ بياباني‌ به‌ بياباني‌ كناره‌اي‌ تبديل‌ مي‌شود . زمستان‌هاي‌ اين‌ ناحيه ‌، كوتاه‌ و معتدل‌ و تابستان‌هاي‌ آن‌ طولاني‌ و گرم‌ است‌ . خوزستان‌ تحت‌ تأثير سه‌ نوع‌ باد قرار دارد : اوّل ‌، جريان‌ سرد نواحي‌ كوهستاني‌ كه‌ در زمستان‌ به‌ طرف‌ خليج‌فارس‌ مي‌وزد و هواي‌ سردي‌ را همراه‌ مي‌آورد . دوّم ‌، بادهاي‌ ساحلي‌ كه‌ گاهگاهي‌ در تابستان‌ از طرف‌ خليج‌ فارس‌ همراه‌ با رطوبت‌ زياد و گرما به‌ سوي‌ جلگه‌ها مي‌وزد و به‌ باد شرجي‌ معروف‌ است ‌. سوم ‌، بادي‌ است‌ كه‌ از طرف ‌عربستان‌ به‌ نام‌ "سموم‌" مي‌وزد و هميشه‌ مقداري‌ غبار خاك‌ و شن‌ همراه‌ دارد و هنگام‌ عبور از روي‌ خليج‌ فارس‌ رطوبت‌ زيادي‌ را در خود ذخيره‌ مي‌كند .

گالری کشورها

Roman Ruins of ThuggaZakopane Nestling in the Tatras MountainsUSA, Texas, Amarillo, American Quarter, HorseInterior of Po Lin Temple, Hong Kong, ChinaGobustan State ReserveUSA, Oklahoma, Oklahoma City, Oklahoma State
برای اطلاع از آخرین تورها کلیک کنید
item آب و هوا
item نرخ ارز
item ساعت کشور ها
item تبدیل تاریخ