
استان اصفهان

استان مرکزی
استان مركزي با 29530 كيلومتر مربع مساحت ، حدود 82/1 درصد از مساحت كل كشور را در برگرفته است . شهرستانهاي استان عبارتند از : آشتيان ، اراك ، تفرش ، خمين ، دليجان ، ساوه ، سربند و محلات . شهرستان اراك مركز استان مركزي است . اين استان از شمال به استانهاي تهران و قزوين ، از غرب به استان همدان ، از جنوب به استانهاي لرستان و اصفهان و از شرق به استانهاي قم و تهران و اصفهان محدود است . استان مركزي در قلمرو شرقي تقاطع دو رشته كوه البرز و زاگرس واقع شده است . ناهمواريهاي اين استان را قسمتهايي از كوههاي مركزي و پيشكوههاي داخلي زاگرس تشكيل ميدهد . پستترين نقطه استان دشت جنوب ساوه با 1200 متر ارتفاع و بلندترين نقطه آن قلّه شهباز با 2288 متر ارتفاع در رشته كوههاي راسوند ميباشد . اين استان در سال 1375 ، حدود 1228800 نفر جمعيت داشت كه از اين تعداد 1/57 درصد در نقاط شهري و 9/42 درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . باستناد منابع تاريخي ، استان مركزي در هزاره اول قبل از ميلاد جزو ايالات ماد بزرگ بود كه بتمام قسمت مركزي و غربي ايران را در بر ميگرفته و از كانونهاي قديم استقرارهاي انساني در فلات ايران به شمار ميرود . در زمان سلوكيان اين منطقه ، مخصوصاً قسمت شمالي آن (دهستان خورهه) مورد توجه حكام يوناني قرار گرفت . در زمان خسرو پرويز - پادشاه ساساني - ايران به چهار بخش به نامهاي باختر (شمال) ، خورآبان (مشرق) ، نيمروز (جنوب) و خوربران (مغرب) تقسيم ميشد . استان مركزي در قلمرو خوربران قرار داشت . در قرون اوليه اسلامي اين منطقه به نام ايالت جبال يا قهستان تغيير نام داد . اين منطقه در قرن دوم هجري قمري همراه با همدان ، ري و اصفهان به نام عراق عجم معروف شد . در آغاز قرن چهارم هجري قمري ، خورهه به عنوان يكي از شهرهاي معروف ايالت جبال بود . در اواخر همين قرن تفرش به عنوان كانون درجه اول شهري و محلات ، خورهه و خمين به عنوان كانونهاي مبادله درجه دوم مطرح بودند . شهرهاي مذكور در دوره صفوي نيز آباد و فعال بودند . در دوره قاجار هسته مركزي اراك فعلي روي به آباداني نهاد . در چند دهه اخير با توسعه راهآهن و احداث كارخانجات متعدد ، به مرور چهره اين منطقه عوض شد و بعد از تقسيمات جديد كشوري و ايجاد استان تهران و مركزي ، اين استان به مركزيت اراك به وجود آمد . استان مركزي به لحاظ فرهنگي و مذهبي يكي از كانونهاي اصلي تربيت و پرورش انديشمندان ، شعرا ، عرفا ، سياستمداران و بزرگان مذهب شيعه است . از مشاهير ادبي و فرهنگي اين سرزمين ميتوان به فخرالدين عراقي ، اديب الممالك فراهاني ، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام ، عباس اقبال آشتياني ، ميرزا تقي خان اميركبير ، قائم مقام فراهاني ، پرفسور محمود حسابي ، حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) ، حضرت آيت الله العظمي اراكي (ره) ، حضرت آيت الله آقا نورالدين حسيني (ره) ، ملا احمد نراقي (ره) ، ملا مهدي نراقي (ره) ، حضرت آيت الله حاج آقا محسن عراقي (ره) و بسياري از علماي طراز اول ، مورخين ، سياستمداران ، شعرا ، عرفا و انديشمندان اشاره كرد . استان مركزي داراي آب و هواي نيمه بياباني ، معتدل كوهستاني و سرد كوهستاني است . اين استان تحت تأثير جريان فشار زياد آسياي مركزي ، برف و سرماي زياد ، جريان فشارهاي اقيانوس هند همراه با طوفانهاي گرد و خاك ، جريان اقيانوس اطلس و درياي مديترانه همراه با رطوبت و باران قرار دارد . به علت تنوع آب و هوايي ، ميزان رطوبت هوا و باران نيز در شهرستانهاي استان متفاوت است . ريزشهاي جوي در مناطق كوهستاني ، اغلب به صورت برف و در مناطق كم ارتفاع بيشتر به صورت باران ظاهر ميشود . شمال استان در ناحيه سربند جزو كم بارانترين نواحي و ارتفاعات شازند در جنوب غرب ، از پر بارانترين مناطق استان بشمار ميآيند . استان مركزي از ارديبهشت تا شهريور دماي مناسبي براي سفر و جهانگردي دارد .

استان مازندران
استان مازندران ۶۴۵۴۶ كيلومتر مربع مساحت دارد و از اين نظر يازدهمين استان ايران است . براساس آخرين تقسيمات سياسي و اداري در سال 1375 ، شهرستانهاي استان مازندران عبارتاند از : بهشهر ، ساري ، قائمشهر ، بابل ، بابلسر ، آمل ، نور ، تنكابن ، رامسر ، محمود آباد ، نكا ، چالوس ، نوشهر و سوادكوه . شهرستان ساري مركز استان مازندران است . درياي مازندران (خزر) در شمال ، استان تهران و سمنان در جنوب و استانهاي گيلان و گلستان به ترتيب در غرب و شرق استان مازندران قرار گرفتهاند . استان مازندران از نظر طبيعي به دو قسمت جلگه ساحلي و كوهستاني تقسيم ميشود . رشته كوههاي البرز مانند ديواري مرتفع نوار ساحلي و جلگهاي كنارهاي درياي خزر را محصور كرده است . در اثر نسيم مداوم دريا و بادهاي محلي در سواحل جنوبي و شرقي درياي خزر ، تپههاي ماسهاي تشكيل شده و سدي طبيعي و كم ارتفاع بين دريا و جلگه پديد آمده است . اين استان در سال 1375 ، حدود 2206800 نفر جمعيّت داشته است كه از اين تعداد حدود ۴۶ درصد در نقاط شهري و ۵۴ درصد در نقاط روستايي سكونت داشتهاند . درباره تاريخ باستاني استان مازندران اطلاع زيادي در دست نيست و اساساً وضعيت اقليمي مانع ماندگاري ابنيه و آثار تاريخي شده است . در جلگههاي ساحلي مازندران آثار معتبري از ادوار قبل از اسلام به دست نيامده و حتي از شهرهاي معتبر صدر اسلام هم به جز آمل ، ساري و لاهيجان يادگاري به جا نمانده است . بعد از غلبه آرياييها و مهاجرت بوميان ، ساكنان جديد پس از مدّتها زير فرمان هخامنشيان قرار گرفتند . در سال 30 هجري قمري ، در زمان خلافت عثمان ، «سعدبن عاص» حاكم كوفه سواحل طبرستان ، رويان و دماوند را به تصرف خود در آورد . در زمان خلافت ابوجعفر منصور (158 - 136 ه.ق) دوّمين خليفه عباسي ، مردم طبرستان براي چندين بار سر به شورش برداشتند . سرانجام در سال ۱۶۷ هجري قمري ونداد هرمز سلسله مستقلي در طبرستان تأسيس كرد . در سال 426 هجري قمري ، سلطان مسعود غزنوي از طريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات فراواني به آن سامان وارد آورد . در سال 606 هجري قمري طبرستان به دست سلطان محمّد خوارزمشاه تصرف شد . سپس مغولان بر اين ناحيه حكومت كردند و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمراني آنان برچيده شد . بعد از درگذشت امير تيمور ، سادات مرعشي (850 - 807 ه.ق) به مازندران برگشتند و بعنوان اميران باج گزار اين نواحي سلطنت كردند و در زمان سلطنت شاه عباس اوّل بطور كلي قدرت سادات مرعشي از بين رفت . با برچيده شدن بساط حكمراني حكومت ملوك الطوايفي طبرستان كه تا سال 1006 هجري قمري ادامه داشت ، امنيت اين منطقه به وسيله شاه عباس اوّل و سلاطين بعدي سلسله صفوي تأمين گرديد . در زمان نادرشاه براي مقابله با دشمنان ، به ويژه دشمنان شمالي و روسها ، در مازندران يك كارخانه كشتيسازي داير گرديد . در زمان فتحعلي شاه قاجار ، به منطقه سرسبز و دلانگيز مازندران ، به عنوان يك منطقه استراحتي - تفريحي توجه گرديد . در زمان سلطنت پهلوي منطقه مازندران مانند ساير مناطق كشور از راههاي ارتباطي برخوردار شد . شرايط مناسب محيطي و آب و هواي معتدل ، چشم اندازهاي زيباي طبيعي و نزديكي آن به تهران اين استان را به محل استراحت و تفريح بخش اعظم مردم كشور درآورده است . استان مازندران علاوه بر مردم بومي ، اقليتهاي بلوچ ، ترك ، كرد ، لر ، افغان ، گرجي و ارمني را نيز در خود جاي داده است كه هنوز كاملاً با اكثريت محلي تركيب نشده و بسياري از خصايص قومي و فرهنگي خود را حفظ كردهاند . از جمله بعضي تيرههاي ترك كه در قرون گذشته به منظور جلوگيري از هجوم تركمنها به اين نواحي كوچانيده شدهاند ، هم اكنون در مازندران حضور دارند . زبان طبري يا مازندراني ، بازمانده زبان ايرانيان قديم (پارسي ميانه) است كه ديرتر و كمتر از ساير زبانها تحت تأثير زبانهاي بيگانهاي چون مغول ، عربي و تاتاري قرار گرفته است . زبان مازندراني با لهجههاي مختلف در تمامي نواحي استان متداول است . ادبيات فولك مردم استان مازندران بسيار غني و جالب توجه است . دانشمندان و شاعران مشهوري از اين استان برخاستهاند كه از آن ميان به نيما شاعر معروف معاصر ايران و مازندران ميتوان اشاره كرد . استان مازندران تحت تأثير عرض جغرافيايي ، سلسله جبال البرز ، ارتفاع از سطح دريا ، دوري و نزديكي به دريا ، بيابانهاي جنوبي تركمنستان ، وزش بادهاي محلي و ناحيهاي و پوشش گياهي و جنگلي قرار دارد . به همين جهت آب و هواي مازندران در كانونهاي مختلف جغرافيايي متفاوت و گوناگون است و انواع آن عبارتند از : آب و هواي معتدل خزري ، كه تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل و مرطوب دارد . آب و هواي معتدل كوهستاني ، كه زمستانهاي سرد با يخبندان و تابستانهاي معتدل و كوتاه دارد . آب و هواي سرد كوهستاني ، كه يخبندانهاي طولاني و زمستانهاي سرد و تابستانهاي كوتاه و خنك دارد . ريزشهاي جوي نواحي كوهستاني غالباً به صورت برف است كه تا اواسط دوره گرما نيز دوام ميآورد .

استان خراسان شمالی
استان خراسان شمالى 28434 كيلومتر مربع مساحت دارد . آشخانه ، اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان و فاروج مجموع شهرستانهاى اين استان هستند . مركز استان خراسان شمالى ، شهرستان بجنورد است . استان خراسان شمالى از نظر موقعيت طبيعى به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم ميشود . بخش شمالى كوهستانى است كه در نواحى پست آن ، دشتهاى حاصلخيزى ايجاد شده و شرايط مناسبى براى توسعه كشاورزى و دامدارى فراهم آمده است . بخش جنوبى آن از دشتها و تپه هاى كم ارتفاع تشكيل شده كه با فقر پوشش گياهى مواجه است . استان خراسان شمالى در سال 1375 ، حدود 700000 نفر جمعيت داشته است . از اين تعداد حدود 56 درصد در نقاط شهرى و 43 درصد در نقاط روستايى سكونت داشته و بقيه غير ساكن يا عشاير بوده اند . استان خراسان شمالى ، كه در گذشته بخشى از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمى ظهور و سقوط قدرتها و حكومتها در تاريخ گذشته ايران بوده است . در اين سرزمين پهناور اقوام و حكومتهاى ترك و تازى و تاتار ، غز و قجر و قبچان ، مغول ، تركمن و افغان حوادثى بى شمار آفريده اند . جغرافيدانان قديم ، سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم كرده بودند كه خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است . اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يك اسپهبد اداره ميشد كه به او «پادگوسبان» ميگفتند و چهار تن مرزبان تحت فرمان وى بودند كه هر كدام يكى از چهار قسمت خراسان آن روز را اداره ميكردند . خراسان در دوران اسلامى به چهار قسمت تقسيم ميشد كه هر قسمت آن بنام يكى از چهار شهر بزرگ نيشابور ، مرو ، هرات و بلخ ناميده ميشد . در سال 31 ه.ق اعراب روانه خراسان شدند و طى همين دوره ساكنين خراسان به دين اسلام گرويدند . سرزمين خراسان تا سال 205ه.ق در تصرف خاندان بني عباس بود . ولى در سال 283 ه.ق سال 283ه.ق بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287 ه.ق جزو قلمرو سامانيان گرديد . در سال 384 ه.ق سلطان محمود غزنوى خراسان را متصرف شد و در سال 429 ه.ق طغرل اول سلجوقى نيشابور را تصرف كرد . سلطان محمود غزنوى چندين بار با سلجوقيان جنگيد و تركان غزنوى ، سلطان سنجر سلجوقى را به سختى شكست دادند . در سال 552 خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجرى قمرى بر اثر حملات مغولها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد . در قرن هشتم هجرى ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 ه.ق خراسان به تصرف امير تيمور گوركانى درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد . در سال 913 ه.ق خراسان به تصرف ازبكان درآمد . پس از مرگ نادرشاه افشار (1160 ه.ق) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس (1273 ه.ق) منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد كه در امور داخلى افغانستان دخالتى نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد : قسمت شرقى در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربى در تصرف ايران باقى ماند . به عبارت ديگر ، پرجمعيت ترين نواحى خراسان از ايران جدا شد . استان خراسان شمالى امروز از نظر جاذبه هاى طبيعى يكى از مناطق ديدنى ايران است . درياچه هاى كوچك چشمه هاى طبيعى و آب معدنى ، تفرجگاهها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و ... از جاذبه هاى اين منطقه به شمار مي روند . استان خراسان شمالى در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد . دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته ميشود . نواحى مرتفع استان آب و هواى سرد كوهستانى دارند . برخى مناطق بجنورد ، شيروان و نواحى جنوب آلاداغ و قسمتهايى از شهرستانهاى اسفراين و جاجرم داراى آب و هواى معتدل است .

استان تهران
منطقه تهران که در شمال غرب فلات مرکزی ایران قرار گرفته از زمان های دور و ادوار پیش از تاریخ منطقه ای مسکونی بوده و رد پای فرهنگهای پیش از تاریخی را در گوشه و کنار آن می توان سراغ گرفت . دشت تهران حراقل از نیمه دوم هزاره دوم تا به امروز مسکونی بوده است . از زمانی که شهر تهران در سال 1200 ه.ق توسط آقا محمدخان قاجار به پایتختی ایران برگزیده شد تا به امروز حوادث بی شماری را به خود دیده است . استان تهران با 18956 كيلومتر مربع مساحت در شمال فلات مركزي ايران قرار گرفته است . اين استان از شمال به استان مازندران ، از جنوب به استان قم ، از شرق به استان سمنان و از غرب به استان قزوين محدود شده است . ابر شهر تهران مركز شهرستان و مركز استان تهران و پايتخت جمهوري اسلامي ايران است . براساس آخرين تقسيمات كشوري ، شهرستانهاي تهران ، دماوند ، ري ، ساوجبلاغ ، شميرانات ، شهريار ، ورامين ، اسلامشهر و كرج مجموع شهرستانهاي استان تهران را تشكيل ميدهند . بلندترين نقطه استان تهران قله دماوند با 5678 متر ارتفاع و پستترين قسمت آن با 790 متر ارتفاع از سطح دريا ، دشت ورامين در جنوب شرقي استان است . رشته كوه البرز ، در شمال سوادكوه و فيروزكوه در شمال شرقي ، لواسانات ، قره داغ و شميرانات ، كوههاي حسن آباد و نمك در ناحيه جنوب و بي بي شهربانو و القادر در جنوب شرقي و ارتفاعات قصر فيروزه در شرق قرار گرفتهاند . جمعیت استان تهران در سال 1379 در حدود 11.647.103 نفر برآورده شده است . از این تعداد 10.159.768 نفر در نقاط شهرری (23/87 درصد کل استان) و 1.487.335 نفر در مناطق روستائی (77/12 درصد کل استان) زندگی می کنند . نرخ رشد جمعیت بین سالهای 70 تا 73 در کل استان 7/2 درصد ، در مناطق شهری ، 8/3 درصد و در مناطق روستایی 7/3 درصد بوده است . در توزیع شهرستانی جمعیت ، بیش از نیمی از جمعیت استان در شهرستان تهران ساکن هستند (73/57 درصد جمعیت کل استان) و شهرستان کرج با 1.120.543 نفر (62/9 درصد کل جمعیت استان) در مرتبه دوم قرار دارد . بالاترین نرخ رشد جمعیت بین سالهای 70 تا 73 را شهرستان شهریار با 8/11 درصد داشته است . فرهنگ و تاريخ تهران امروزي كه در رديف بزرگترين و پرجمعيتترين شهرهاي جهان قرار دارد ، فراز و نشيبهاي تاريخي فراوان داشته است . «طهران» كه زماني قريهاي بيش نبود ، امروز به تهران بزرگ با بيش از يازده ميليون نفر جمعيت تبديل شده است . اين شهر در سال 1200 هجري قمري به پايتختي ايران برگزيده شد . از آن تاريخ به بعد به مركز سياسي ، اداري ، اقتصادي ، فرهنگي و هنري كشور تبديل شد . در طول 200 سال گذشته دانشمندان ، نويسندگان ، هنرمندان و شاعران بزرگي در تهران زندگي ميكنند يا زندگي كرده و مرحوم شدهاند . در هر حال تهران امروزي به مركز بزرگ تحولات تاريخي و فرهنگي تبديل شده است . نژاد تمدن هایی که در حوزه استان تهران از دیرباز وجود داشته اند نشانه هایی از سکونت و پیدایش تمدنهای این منطقه را نشان می دهند در این میان (چشمه علی) ری که مربوط به 6200 سال قبل است از اهمیت ویژه ای برخوردار است . گروهی که بیش از 6000 سال پیش در این حوزه ساکن بودند از اولین اقوام و نژادهای بومی منطقه محسوب می شوند تمدنی که توسط این اقوام در چشمه علی ری متولد شد و رشد کرد بسیار قدرتمند بود و با نفوذ به خارج از حوزه چشمه علی مانند ساکنان تپه سیلک ، قره تپه شهریار ، موشلان تپه اسماعیل آباد ، تپه حصار دامغان و تپه آنو و نمازگاه در ترکستان و شرق ایران تا بلوچستان ، کم کم توانست بر دیگر اقوام تأثیر گذارد و آنها را جذب قدرت و عظمت خود نماید . زبان اصلی مردم تهران و استان تهران ، فارسی است . اما در بعضی نقاط زبانهای محلی نیز دیده می شود که در مجموع از لهجه های فارسی محسوب میشوند . به طور کلی زبان و گویشهای دیگری مانند آذری ، گیلکی ، لری ، مازندرانی و .... نیز به دلیل مهاجرت ها به ان افزوده شده است . براساس سرشماری 1365 در حدود 1/98 درصد از جمعیت استان به زبان فارسی تکلم می کنند که این نسبت در نقاط شهری 3/98 و در نقاط روستایی 8/96 درصد است . آثار پیدا شده از عهد قدیم در ری و پهنه تهران بزرگ نشان دهنده اعتقادات مزداپرستی و زردشتی گری ساکنان منطقه و آداب و رسوم رایج در میان آنهاست . با ظهور اسلام و فتح ری در سال 22 ه . ق اندک اندک مردم منطقه به دیانت اسلام گرایش یافتند و از همان آغاز با پیدایش فرق و مذاهب گوناگون در اسلام شیعه و سنی در کنار هم زندگی کرده اند . استان تهران در نواحي كويري و جنوب گرم و خشك ، در نواحي پايكوهي سرد و نيمه مرطوب و در نواحي مرتفع سرد با زمستانهاي طولاني است . گرمترين ماههاي سال در مرداد و شهريور با متوسط دماي 30-28 درجه و سردترين ماه سال دي ماه با يك درجه سانتي گراد گزارش شده است . دماي شهر تهران در زمستان معتدل و در تابستان گرم است بخش شمال تهران و شميرانات در تابستان نيز معتدل است . ميانگين بارندگي سالانه استان تهران در حدود 400 ميلي متر گزارش شده است . بيشترين بارش سالانه در ماههاي زمستان روي ميدهد بطور خلاصه ميتوان گفت سراسر ماههاي بهار و تابستان و حتي در ماه پاييز دامنههاي جنوبي البرز بويژه در نواحي كوهستاني ، درهاي ، رودخانهاي و سواحل درياچههاي پشت سدهاي بزرگ امير كبير ، لتيان و لار و درياچههاي طبيعي جابان و تار از ارزش تفرجگاهي قابل توجهي برخوردار است . همچنين در تمام طول زمستان نواحي شمالي استان تهران به علت پوشش برفي سنگين به ويژه در دامنهها و شيبهاي البرز جنوبي ، شرايط مساعدي را براي ورزشهاي زمستاني از جمله اسكي فراهم ميآورد .

استان کرمانشاه
پیشینه تاریخی شواهد و مدارک باستان شناختی نشان می دهد این منطقه از اولین زیستگاههای انسان به شمار می رفته و یکی از مراکز مهم جمعیتی در زاگرس میانی محسوب می شده است تمامی ادوار زندگی انسان از عهد حجر تا دوره های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومتهای بزرگ سیر تحول خود را در این محدوده طی کرده است . در هزاره چهارم ق . م استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی است . بازرگانان این منطقه با بازرگانان شوشی و بین النهرینی داد و ستد و تبادل کالا داشتند . در دوره ساسانی ، استان کرمانشاه بیش از هر دوره دیگری از اعتبار و رونق خاصی برخوردار بود . شهر یاران ساسانی به علت نزدیکی این منطقه به پایتخت آنها یعنی تیسفون ایام تابستان را در قصرهای ییلاقی این منطقه می گذراندند . موقعيت جغرافيايي استان كرمانشاه با مساحتي معادل 434,24 كيلومتر مربع در غرب ايران واقع شده است . براساس آخرين تقسيمات اداري و كشوري در سال 1375، شهرستانهاي استان كرمانشاه عبارتند از : اسلام آباد غرب ، پاوه ، جوانرود ، سرپل ذهاب ، سنقر ، صحنه ، قصر شيرين ، كرمانشاه ، كنگاور ، گيلان غرب و هرسين . اين استان از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استانهاي لرستان و ايلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است . جمعیت استان براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 ، جمعیت استان کرمانشاه بالغ بر 1778596 نفر است و حدود سه درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستایی زندگی می کنند و بقیه غیر ساکن هستند . از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار دارند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کم تر از 15 ساله هستند . تاريخ و فرهنگ اقوام مهاجر "گوتي يا كاسي" در هزاره سوم و چهارم قبل از ميلاد در كوهساران زاگرس سكونت داشتند و سرانجام بين النهرين را تصرف كردند . به استناد كتيبههاي بابل ، آشور و عيلام ، طوايفي به نامهاي لولوبي ، گوتي ، فايري ، آمودا و پارسفوا نيز در دامنههاي زاگرس ساكن بودهاند . لولوبيها يا لولوها اجداد لرها محسوب ميشوند و در زمانهاي گذشته در ذهاب ، شهرزور و سليمانيه زندگي ميكردهاند . براي نخستين بار نام ماد به صورت "آمادهاي" در حملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي ذكر گرديده است . بنابراين ميتوان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد قوم ماد در دامنههاي زاگرس سكونت داشته است . غير از مادها ، دو طايفه ديگر به نام پارسها و كردها نيز در شمار ساكنان دامنههاي زاگرس ذكر شده است . ساخت شهر كرمانشاه به بهرام ، شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدر فرمانروايي ايالت كرمان را داشت و بدين جهت به «كرمانشاه» لقب يافته بود . كرمانشاه پس از شكست ايرانيان در نهاوند به تصرف عربها درآمد . در قرن چهارم هجري قمري سلسله كوچكي از اكراد به نام حسنويه در ولايت غرب استقلال يافتند . مؤسس اين سلسله ، نزديك 50 سال حكمفرمايي كرد و قلعه بزرگ سرماج را در مجاورت دينور به عنوان مقر و محل دفاين و نفايس خود قرار داد . در سال 441 ه . ق سلطان طغرل سلجوقي صد هزار سپاهي به تسخير قلعه سرماج فرستاد و پس از 4 سال آن را تسخير كرد . در دوره سلجوقيان ، كرمانشاه شهري آباد بود و خليفه عباسي براي مقابله با مسعود سلجوقي بدين شهر لشكر كشيد . در دوره مغول و در حمله هلاكو به بغداد ، اين شهر آسيب فراوان ديد . اين منطقه در دوره تيموريان ، در شمار بلاد همدان به شمار ميآمد و در قرون نهم و دهم هجري ، بارها مورد تهاجم عثمانيها قرار گرفت . به گفته سياحان خارجي ، در روزگار صفويه ، كرمانشاه شهري پرنعمت و آباد بود و كاروانسراها و پلهاي متعدد داشت . خاصه آن كه به علّت علاقه شديد صفويه به اماكن متبركه و اهميّت ارتباطي آن با كربلا و نجف ، اين شهر رونق فراوان يافت . در زمان حكومت نادر ، قلعه قديمي شهر ويران و قلعهاي ديگر ساخته شد . كريمخان زند ، كرمانشاه را تصرف كرد و بالاخره كرمانشاه در عهد قاجار مركز ولايات غرب و والينشين شد . محمّد علي ميرزاي دولتشاه ، فرزند فتحعليشاه ، براي مقابله با عثمانيها در شهر كرمانشاه استقرار گرفت . مردم استان كرمانشاه همانند ديگر شهرهاي ايران ، در جنبش مشروطيت ، نقش فعالي داشتند . كرمانشاه در جنگهاي جهاني اوّل و دوم به تصرف قواي بيگانه درآمد . كرمانشاه امروزي استاني آباد است و مركز آن شهر كرمانشاه ميباشد . استان كرمانشاه از مناطق كردنشين سرزمين ايران است . زبان كردي از خويشاوندان نسبي زبان فارسي است و مشابهتهاي فراوان با قواعد دستوري و ديگر خصوصيات زبان فارسي دارد . زبان كردي گويشهاي متفاوتي دارد كه از مهّمترين آنها ميتوان به گويشهاي كلهري ، اورامي ، سوراني (جافي) ، لكي و گويش فارسي اشاره كرد . نژاد مردم استان كرمانشاه آريايي است . بر بستر خصوصيات قومي ، نژادي ، زباني و باورهاي مذهبي مردم كرمانشاه نظام فرهنگي مردم استان شكل گرفته و شاعران و نويسندگان مشهوري از آن برخواستهاند . نژاد کردهای کرمانشاه همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران هستند . در متون سومری و آشوری برخی از ساکنان زاگرس را (کرتی) (کارتی) و (کارد) یاد کرده اند و در منابع ارمنی واژه (کردوخ) بر آنها اطلاق شده است . برخی نیز بر این اعتقادند که این قوم یکی از شعبه های نژاد آریایی است که در هزاره دوم ق . م وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند . زبان اهالی کرمانشاه کردی است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است . به دلیل داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال از زبانهای دیگر از جمله زبانهای عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است . سابقه تاریخی کردها موجب پیدایش گویشهای بی شماری شده است که برخی از آنها عبارتند از : گویش کردی کلهری ، گویش کردی اورامی ، گویش کردی سورانی ، گویش لکی مذهب اکثر قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند و در صدر نیز خواهران و برادران اهل تسنن هستند . گروهی نیز زیر پوشش بدعتهای دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه میدهند . آب و هوا استان كرمانشاه در معرض جبهههاي مرطوب مديترانهاي قرار دارد كه در برخورد با هواي سرد ارتفاعات زاگرس ، به برف و باران تبديل ميشوند . در استان كرمانشاه چهار اقليم متفاوت قابل تشخيص است اوّل : "زمستان ملايم و تابستان گرم و خشك" كه شهرستانهاي قصرشيرين ، سرپل ذهاب و دهستان از گله در جنوب غربي جوانرود را شامل ميشود . دوّم : "زمستان و تابستان خنك" كه شهرستانهاي پاوه و جوانرود و بخش كرند از توابع شهرستان اسلامآباد غرب را در بر ميگيرد . سوم : اقليم "نيمه خشك و استپي خنك" كه شهرستانهاي سنقر و دهستان پشت دربند از توابع شهرستان كرمانشاه را در برميگيرد . چهارم : اقليم "نيمه خشك و استپي گرم" كه شهرستانهاي كنگاور صحنه و هرسين را شامل ميشود . به طور كلي استان كرمانشاه از نظر آب و هوايي به دو منطقه گرمسير (غرب) و سردسير در ساير نواحي تقسيم ميشود بادهاي مهّم استان كرمانشاه عبارتند از : "بادهاي غربي" كه رطوبت نسبي اقيانوس اطلس و مديترانه را به قلمرو اين استان منتقل ميكند و موجب بارندگي ميشود . اين باد بيشتر در فصلهاي زمستان و بهار ميوزد . "بادهاي شمال" كه در فصل تابستان ميوزند و در اعتدال آب و هواي بخشي از استان و كاهش گرماي آن مؤثراند و "باد سام يا سموم" كه تنها در منطقه نوار مرزي ميوزد و هواي آن را در تابستانها بسيار گرم و غير قابل تحمل ميسازد و زيانهاي بسياري به بار ميآورد .








